Saturday, September 6, 2008

آدرس جديد اينترنتي پايگاه خبري جبهه متحد دانشجويي

با توجه به فيلترشدن آدرس خبرگزاري جبهه متحد دانشجويي درايران ازاين پس جهت مشاهده اين پايگاه خبري مي توانيد به آدرس
jdaneshjouee.blogspot.com
مراجعه فرماييد

Wednesday, September 3, 2008

بارديگرخبرگزاري جبهه متحد دانشجويي فيلترشد

خبرگزاري جبهه متحد دانشجويي- امكان دسترسي اينترنتي به پايگاه خبري جبهه متحد دانشجويي در تهران مسدود شد. بنابرگزارشهاي واصله از نقاط مختلف تهران هنگامي كه بازديدكنندگان قصد دارند به آدرس خبرگزاري جبهه متحد دانشجويي وارد شوند با پيام "مشترك گرامي دسترسي به اين سايت امكان پذير نمي باشد" مواجه مي شوند.
قابل ذكر است پيش از اين نيز در تابستان سال 86 آدرس (قبلي)خبرگزاري جبهه متحد دانشجويي فيلتر شده بود

بيانيه جبهه دمكراتيك ايران به مناسبت بيستمين سالگردكشتارزندانيان سياسي


سال1367 هزاران زن و مرد،بدون رعایت آیین دادرسی و به صورت دسته جمعی به جوخه های مرگ سپرده شدند.این هزاران انسان،در حالی در شرایط غیر انسانی از سوی حکومت اسلامی به کام مرگ فرستاده شدند که برخی از آن ها دوران محکومیت خود را سپری کرده یا برگه ی آزادی در دست داشتند.
این زندانیان حتی امکان تماس با خانواده های خود را نیافتن و بلکه اسرای جنگ در بدترین شرایط،وضعیت بهتری از این شهروندان بی پناه را داشتند.اینک تراژدی اعدام های دسته جمعی سال1367 که ظرف یکی دو ماه صورت پذیرفت و قربانیان در کانال های مرگ دفن شدن،سر بر آورده و افکار عمومی به دنبال کشف حقیقت و مجازات آمران و عاملان است.در حالی که دیکتاتورهای صربستان و سودان به دست عدالت سپرده می شوند،هیچ کس انتظار ندارد آمران و عاملان اعدام های دسته جمعی سال 67 که بی شباهت به نسل کشی نیست،به دست فراموشی سپرده شود.تا هنگامی که افکار عمومی قانع شود و کسانی بخواهند این فاجعه ی ملی همچنان سر به مهر بماند،امید به آزادی،دموکراسی،اعتماد ملی و صلح بیهوده است.هر دو جناح حاکم در ایران،به دلیل نقشی که در این جنایت هولناک داشته اند،تلاش می کنند این جنایت رسیدگی نشود.غافل از این که هر روز از این فاجعه ی ملی می گذرد ابعاد غیر انسانی اش بیش از پیش آشکار می گردد.بنابراین تلاش آن ها برای کتمان یا توجیه و انحراف مساله،موجب فراموشی آن نخواهد شد.همچنان که مجامع بین المللی طرفدار حقوق بشر نیز عنوان کردند،باید روزی حقیقت آشکار شود و عاملان این فاجعه مجازات شوند تا امکان برقراری صلح،دموکراسی و حقوق بشر میسر گردد.
زنده باد آزادی-گسسته باد زنجیر استبداد-برقرار باد دموکراسی
حشمت اله طبرزدی/دبیرکل جبهه ی دموکراتیک ایران(IDF)
10/شهریور ماه/1387خورشیدی

گفتگوبا مهندس طبرزدي/روز آنلاين


حشمت الله طبرزدي 49 سال پيش‏‎ ‎در شهرستان‎ ‎گلپايگان به دنيا آمد و از دانشگاه پلي تکنيک در رشته مهندسي راه ‏و‎ ‎ساختمان فارغ التحصيل شد. او، علاوه بر ساليان متمادي فعاليت در جنبش دانشجويي، در نشريات "پيام ‏دانشجو"، "نداي دانشجو"، "هويت خويش"، و "گزارش روز"، که همگي توقيف شده اند، به عنوان سردبير يا ‏عضو شوراي سردبيري فعاليت کرده‏‎ ‎است.‏
کارت ملي وي دو ستاره است و‎ 10 ‎سال محروميت از حقوق اجتماعي دارد. از سال 72 تا 86 طي 14 سال 10 ‏بار زندان را تجربه کرده‎ ‎است. در جواب سوال من که امروز چه شغلي داريد؟ مي گويد: بيکار! در ارتباط با ‏سوابق، فعاليت‎ ‎ها و ديدگاه هاي اين فعال سياسي، با وي گفت و گويي انجام داده ايم که در پي مي آيد.‏
‎‎اجازه دهيد با‎ ‎اين سوال شروع کنيم که چگونه و چه زماني "اتحاديه ي انجمن هاي اسلامي دانشجويي" ‏را‎ ‎تاسيس کرديد؟ چرا با تحکيم وحدت همکاري نکرديد و اساسا دليل انشعاب شما چه بود؟‎‎
من از پيش از انقلاب و به ويژه در کوران انقلاب به عضويت انجمن اسلامي‎ ‎دانشجويان در آمدم. از اعضاي فعال ‏آن بودم. در اسفند 1358 نماينده ي انجمن در شوراي عمومي دفتر تحکيم بودم. پس از تعطيلي دانشگاه از سال ‏‏59‏‎ ‎تا 62 به عنوان عضو شوراي عمومي، و پس از آن عضو شوراي مرکزي و مسئول تشکيلات دفتر‎ ‎تحکيم ‏بودم. همزمان فراکسيون اقليت را در دفتر تحکيم تشکيل داديم که از دانشگاه علم‎ ‎و صنعت ايران، دانشگاه ملي، ‏علامه طباطبايي، خواجه نصير، رجايي و چند جاي ديگر نيزدر آن ‏‎ ‎بودند. فراکسيون اقليت که من از رهبران و ‏موسسان آن بودم، جناح دست راستي تحکيم در‎ ‎مقابل فراکسيون اکثريت بود. فراکسيون اکثريت از افکار ‏دانشجويان پيرو خط امام پيروي‎ ‎مي کرد و با دفتر امام و به ويژه آقاي موسوي خوئيني ها و حاج سيد احمد خميني ‏ارتباط‎ ‎داشت. فراکسيون اقليت نيز با افرادي چون آقايان بهشتي، رفسنجاني و خامنه اي ارتباط داشت. در‎ ‎جريان ‏انتخابات مجلس دوم در سال 1362 وقتي دانشجويان خط امام تصميم گرفتند براي‏‎ ‎مجلس کانديدا شوند، و با انجمن ‏اسلامي معلمان، "ائتلاف مستضعفين" را به وجود بياورند،‏‎ ‎به صورت غير قانوني مصوبه اي را در دفتر تحکيم ‏گذراندند تا دفتر تحکيم را وارد اين‎ ‎ائتلاف کنند. به همين دليل اختلافات بالا گرفت و من همراه با نمايندگان برخي‎ ‎دانشگاه ها که در فراکسيون اقليت عضويت داشتيم، بدون هيچ چالشي از دفتر تحکيم فاصله‎ ‎گرفتيم.‏
بالاخره در سال 1363 ما به اين نتيجه رسيديم که براي اين چند انجمن اسلامي‏‎ ‎يک مرکزيتي درست کنيم. در سال ‏‏63-64، تشکيل مرکزيت جديد يعني "اتحاديه ي انجمن هاي اسلامي‎ ‎دانشجويان و فارغ التحصيلان دانشگاه ها و ‏مراکز آموزش عالي" را به موازات دفتر تحکيم‎ ‎وحدت اعلام کرديم. اين اتحاديه، انشعاب از دفتر تحکيم به ‏حساب نمي آمد. براي اين‎ ‎که مرکزيتي بود براي انجمن هايي که در دفتر تحکيم عضويت نداشتند يا منتقد مشي ‏دفتر‎ ‎تحکيم بودند.‏
ولي پس از فوت آيت الله خميني و به ويژه با روي کار آمدن دولت هاشمي‏‎ ‎رفسنجاني، زمينه ي گسترش فعاليت ما ‏زيادتر شد. لازم است بدانيد، در دوره ي حيات‎ ‎آيت الله خميني، جناح چپ و طبعا دفتر تحکيم از قدرت بالايي ‏برخوردار بود و عملا‎ ‎اجازه ي فعاليت به هيچ گروهي را نمي داد. ما تنها گروهي بوديم که توانستيم با‎ ‎حاکميت ‏چپ در دانشگاه رقابت کنيم.‏
‎‎بعد از فوت آيت الله خميني، نشريه "پيام دانشجوي بسيجي" که منتشر مي کرديد براي اولين بار آقاي ‏خامنه اي را امام خطاب‎ ‎کرد. آن زمان چگونه فکر مي کرديد که ايشان را امام خطاب کرديد؟‎‎
ما نشريه ي‎ ‎پيام دانشجوي بسيجي را سال 1368، و در زمان حيات آيت الله خميني تاسيس کرديم. اسم‎ ‎نشريه را از ‏سخنان او گرفتيم. ايشان گفت: "فرزندان بسيجي ام در دانشگاه پاسدار‏‎ ‎اصول نه شرقي، نه غربي باشند." من آن ‏زمان دانشگاه پلي تکنيک درس مي خواندم. با‎ ‎دوستانمان در همين اتحاديه، تصميم گرفتيم يک فصل نامه منتشر ‏کنيم و اسم آن را "پيام‎ ‎دانشجوي بسيجي" گذاشتيم. در واقع ما دانشجوي عضو بسيج به مفهوم فعلي و تشکيلاتي‎ ‎نبوديم. بلکه به وجه فرهنگي و سياسي آن عطف به نظرات آيت الله خميني نظر داشتيم. تا‎ ‎اين که در سال 1373 ‏مجوز آن را گرفتيم و به صورت هفته نامه و منظم منتشر‎ ‎کرديم...‏
‎‎چرا کلمه‎ ‎‏"بسيجي" را از اسم نشريه حذف کرديد؟‎ ‎
پس از چند شماره،‎ ‎سردار افشار، فرمانده بسيج، از ما به هيئت نظارت بر مطبوعات شکايت کرد و کلمه ي‏‎ ‎بسيجي را حذف کردند و هفته نامه به نام "پيام دانشجو" منتشر شد. دليل اين کار سردار‎ ‎افشار اين بود که بسياري ‏از پايگاه هاي بسيج از مشي هفته نامه در افشاي دزدي ها و‎ ‎مفاسد مالي- اداري حکومت حمايت مي کردند و آن ها ‏از اين مساله وحشت کردند.‏
‎‎مي گفتيد که چرا‏‎ ‎آقاي خامنه اي را امام خطاب کرديد‎ ‎
بله. دليل اين که آقاي خامنه اي‎ ‎را امام خطاب کرديم اول اين بود که مطابق تفکري که در آن زمان داشتيم، به ‏استمرار انقلاب باور داشتيم. اين استمرار‎ ‎انقلاب يا "انقلاب مستمر" نظريه اي مطرح در آن زمان بود. اين نظريه ‏از دو نظريه ي‎ ‎ديگر تغذيه مي کرد. يکي نظريه ي "امامت مستمر" که از سوي بني صدر مطرح شده بود.‏‎ ‎ديگري نظريه ي "نهاد" و "انقلاب" دکتر شريعتي. حاصل کلام اين بود که چگونه بايد از‎ ‎انقلاب و دستاورد هاي ‏آن در مقابل نظم پس از انقلاب دفاع کرد. چگونه بايد از تبديل‎ ‎انقلاب به نظام جلوگيري نمود، و جامعه را در هر ‏حال انقلابي نگه داشت. در واقع به يک‎ ‎نوع "بت وارگي" يا "فيتيشيزم" انقلابي مرجوع بود.‏
اگر اشتباه نکنم بني‎ ‎صدر، "نظريه ي انقلاب مستمر" را در استمرار امامت در مذهب شيعه مي دانست. ما نيز به‎ ‎عنوان جواناني پر شور و انقلابي در آن دوران، اصل امامت را موثرترين عامل براي‎ ‎تداوم انقلاب مي دانستيم. ‏معتقد بوديم اگر نخواهيم رهبري انقلاب به رهبري نظام‎ ‎تبديل شود، و اهداف و آرمان هاي انقلاب در چارچوب ‏برنامه هاي اداري و بوروکراتيک‎ ‎انقلاب تنزل يابد، بهتر است امامت آيت الله خميني در آيت الله خامنه اي ‏استمرار پيدا‎ ‎کند. در واقع بيش از هر چيز، انقلابي ماندن نظام را به رهبري آن گره مي زديم، و‎ ‎رهبري را نيز ‏در اصل امامت در مذهب شيعه که يک اصل آرماني و "اتوپيايي" است منحل مي‎ ‎کرديم. به اين معنا، تلفيق دين و ‏سياست را در يک مدل کلي و اعتقادي تعريف مي کرديم.‏
دليل دوم ما اين بود که براي اين نظريه ي خود، يک مجوز حقوقي و مستند‎ ‎قانوني داشتيم. براي اين که در مقدمه ‏ي قانون اساسي و حتي در اصل مربوط به ولايت‏‎ ‎فقيه به امامت اشاره شده بود. براي اين که قانون گذار نيز به ‏محتواي ايدئولوژيک‎ ‎نظام پس از انقلاب بيش از شکل آن عنايت داشت. زيرا آن قانون نيز در يک دوره ي‎ ‎انقلابي ‏و آرمانگرايي نوشته شده بود.‏
سومين دليل اين بود که پس از فوت آيت الله خميني، جناح چپ يا خط‏‎ ‎امام اصرار داشت وانمود کند، دوره ي ‏انقلاب به پايان رسيده است. حتي آقاي محتشمي در‎ ‎نشريه ي "بيان" اين مساله را عنوان کرد. او از پايان خط امام ‏سخن گفت. در آن روزگار،‎ ‎پايان خط امام به مفهوم پايان انقلاب تلقي مي شد. ما در آن دوران، جواناني انقلابي و ‏به شدت‎ ‎طرفدار رهبري جديد بوديم. براي اين که در دوره ي رهبري آيت الله خميني، به ويژه به‏‎ ‎واسطه ي ‏عملکرد جناح موسوم به خط امام و دفتر امام، ما به نحوي از آنها ناراضي‎ ‎بوديم. حتي گاهي در جلسات داخلي از ‏عملکرد آيت الله خميني انتقاد مي کرديم. بنابرين‎ ‎درگيري سياسي ما با جناح چپ و مواضع راديکال آن ها در ‏شرايط پس از آيت الله خميني ما‏‎ ‎را بر آن داشت تا از طريق به کاربري لفظ "امام" براي آقاي خامنه اي، مثلا به ‏جناح‎ ‎مقابل بگوييم که خط امام ادامه دارد.‏
دليل چهارم ما آن بود که ارتباط تاريخي ما با شخص آقاي خامنه اي، که او را نماينده ي امام در دانشگاه مي‏‎ ‎دانستيم، زمينه را مهيا کرده بود تا او را نايب الامام، و گاهي امام لقب بدهيم، و همچنين براي مرجعيت او تبليغ ‏کنيم. تا اين که فردي به نام محمدعلي رامين، از آلمان‎ ‎با ما تماس گرفت و مقالاتي همراه با چند گزارش ارسال ‏کرد. از محتواي گزارش هاي او‎ ‎درباره ي دانشجويان خارجي مثل دانشجويان مسلمان ترکيه، آلمان، لبنان، بوسني ‏و چند‎ ‎جاي ديگر بر مي آمد‎ ‎که آن ها نيز حامي تداوم انقلاب اسلامي اند و آيت الله خامنه اي‏‎ ‎را امام خطاب مي ‏کنند. رامين با ارسال اين گزارش ها ما را تشويق مي کرد که براي‎ ‎تداوم انقلاب و حمايت از اينگونه جنبش هاي ‏دانشجويي، رهبر را امام بناميم و اين‎ ‎مساله نيز ما را تحريک کرد که رسما ايشان را "امام" خطاب کنيم.‏
‎‎چگونه متحول‎ ‎شديد و چه عواملي در اين تحول نقش داشت؟ طبرزدي امروز با طبرزدي آن روز چه ‏تفاوتي‎ ‎دارد؟‎ ‎
براي تحول، يک فرايند نسبتا‎ ‎طولاني طي شد. من اگرچه يک دانشجوي آرمان خواه و ايدئولوژيک بودم، اما ‏همواره منافذي‎ ‎در ذهنم باز مانده بود که به نوعي از واقع گرايي گرايش داشت. هيچگاه خودم را به‎ ‎طور کامل در ‏اختيار هيچ فرد يا جناحي قرار ندادم. به اهداف اسلام و انقلاب با همه ي‎ ‎وجود اعتقاد داشتم، ولي درباره ي ‏عملکرد افراد حتي در بالاترين سطح و جناح ها، حتي‎ ‎جناحي که خود را به آن نزديک مي ديدم، اين اعتقاد قطعي ‏وجود نداشت. هيچگاه فراموش‎ ‎نمي کنم که در قضيه ي برکناري آيت الله منتظري، نسبت به عملکرد آيت الله ‏خميني شديدا‎ ‎منتقد بودم. البته بعدا "خاطرات ري شهري" ذهنم را خراب کرد، يا اظهارات حاج احمد آقا در عوض ‏شدن نظرم تاثير گذاشت. ولي‎ ‎در بدو امر در اين مورد و موارد ديگر نقاد بودم. همين درجه ي ضعيف از واقع ‏بيني،‎ ‎نجاتم داد...‏
‎‎موضع شما نسبت‎ ‎به آقاي هاشمي رفسنجاني چه بود؟‎ ‎
اگرچه در ابتدا از حاميان‎ ‎هاشمي رفسنجاني بودم، ولي رشد مفاسد مالي و اداري، و افزايش تبعيض و نابرابري ‏موجب‎ ‎شد تا در شهريور 1373، پيش از يک دوره انتشار منظم هفته نامه ي "پيام دانشجو"، در يک ميتينگ‎ ‎دانشجويي در مشهد، به شدت عليه هاشمي موضع بگيرم. من در تمام دوران ايدئولوژي‎ ‎گرايي، عنصر دفاع از ‏مردم و مردمي بودن را حفظ کردم. اين ارزش اجتماعي و ويژگي ظلم‎ ‎ستيزي و عدالت خواهي همواره در ‏شخصيت ذهني و روحي من بوده است. زماني که هفته نامه ي"‏‎ ‎پيام دانشجو" منتشر شد، در اولين سرمقاله به ‏همبن امر اشاره کرده بودم. ‏
به مرور از طريق ارتباطاتي که از طريق‏‎ ‎اين نشريه با مردم برقرار مي کرديم، دريافتم که تا آن زمان در توهم ‏ايدئولوژيک‎ ‎بوده ام. زيرا با وضع مردم بيشتر آشنا شدم. فاصله ي طبقاتي، تبعيضات ناروا، شکنجه‎ ‎در زندان، و ‏خيلي واقعيات تلخ ديگر. خوشبختانه من زمينه ي پذيرش واقعيات را داشتم. به ويژه به مرور با مفاسد عظيم مالي-‏اداري در دستگاه آشنا شده و افشا مي کردم. جالب‎ ‎تر اين بود که متصديان در آن دوره يعني 14 سال پيش، به جاي ‏اين که حرف هاي ما را‎ ‎بشنوند و در صدد برطرف کردن انحرافات و کژي ها بر آيند، به اعمال فشار بر ما روي‎ ‎آوردند.‏
هر اندازه اين اعمال فشار ها از سوي وزارت اطلاعات، دفتر رييس جمهور وقت،‎ ‎قوه ي قضاييه، بسيج، بنياد ‏مستضعفان، شهرداري، بيت رهبري و ساير نهاد هاي قدرت که‎ ‎آن زمان، آن ها را "باند قدرت" خطاب مي کرديم ‏يا باند "زر، زور و تزوير" مي گفتيم،‎ ‎افزايش مي يافت، به نا حق بودن آن ها و اشتباه بودن افکار پيشين خود، ‏بيشتر واقف مي‎ ‎شديم.‏
واقعيات موجود، همراه با عملکرد خشن رژيم در برخورد با ما، از عوامل اصلي در‎ ‎تحول من و دوستانم در ‏اتحاديه ي دانشجويي بود. اين که اشکال صرفا به عملکرد‎ ‎دستگاه ها و افراد منحصر نمي شود، بلکه ايراد هاي ‏اساسي به ساختار نظام مرجوع‎ ‎است.‏
‎‎منظورتان از ايراد به ساختار نظام چيست؟‎ ‎
اين که ساختار حکومت ديني نمي‎ ‎تواند کارآمد باشد. يعني فرو ريختگي ذهني ما به توهمات سياسي روز محدود ‏نشد، بلکه "تابو" ها و "اتوپيا" ي تاريخي ما را نيز درنورديد و رسيديم به پيش از آشنايي با‎ ‎افکار دکتر شريعتي ‏در سال 56، و پيش از تاثير پذيري از آيت الله خميني در پيش از‏‎ ‎انقلاب. فرايند تحول تا پايان سال 1377 در ‏حوزه ي سياست و حقوق تکميل گرديد، و به صدور‎ ‎اعلاميه اي تحت عنوان "ساختار سياسي آينده ي ايران" منجر ‏شد، که در آن جا رسما و براي‏‎ ‎اولين بار خواهان جدايي دين از سياست شديم.‏
به جاي اين که بپرسيد "طبرزدي امروز" با "‏‎ ‎طبرزدي آن روز" چه تفاوتي دارد، بايد بپرسيد چه شباهتي دارد؟! ‏براي اين که تفاوت ها‎ ‎به قدري زياد است که قابل احصا نيست. طبرزدي امروز يک آزاديخواه سکولار است که ‏براي‎ ‎رسيدن به اين جايگاه، هزينه ي زيادي پرداخت کرده است.‏‎ ‎
‎‎طبرزدي ديروز‎ ‎را هم تعريف کنيد.‏‎ ‎
طبرزدي آن روز يک انقلابي‎ ‎راديکال و مذهبي بود که در توهمات زندگي مي کرد. براي خروج از اين توهم ‏تاريخي،‎ ‎نياز داشت هزينه ي سنگيني پرداخت و راه پر فراز و نشيبي را طي کند. چنانچه اشاره کردم من حدود‎ ‎‎15 ‎سال از بهترين دوران جواني ام را در مبارزات انقلابي، جنگ و دفاع از ميهن و‎ ‎حمايت سياسي از يک نظام ‏و ايدئولوژي گذرانده بودم، تا بالاخره سرم به سنگ خورد و‎ ‎برگشتم.‏
اين تغيير مشي، البته واکنش هاي زيادي را در پي داشت. البته، از سال 1373 تا سال 1376 کمتر کسي به من ‏تهمت هايي چون نفوذي مي زد. نوعا حمايت مي‎ ‎کردند. ولي با پيروزي اصلاح طلب ها، گويي ما جاي کساني را ‏تنگ کرده بوديم. از دو‎ ‎سو، تبليغات منفي عليه من شروع شد. يک سو اصلاح طلب هاي حکومتي، و بخش هايي ‏از‎ ‎دستگاه امنيتي. از ديگر سو، سلطنت طلب ها در آن سوي مرزها.‏
ولي چند عامل موجب شد تا‎ ‎من در مقابل اين موج سنگين تسليم نشوم. اول اين که حداقل خودم مي دانستم که چنين‎ ‎نيست. پس بر اين باور بودم که مرور زمان خيلي از اين شک و ترديد ها را برطرف مي کند،‏‎ ‎و مغرضين را نيز ‏نا اميد خواهد کرد. دوم اين که من از اتکا به نفس بالايي برخور‏‎ ‎دارم. اين مساله را در سلول هاي انفرادي، و تحت ‏شرايط بسيار سخت زندان به رخ امنيتي‎ ‎ها کشيدم. پس عملا در مقابل موج تبليغات مقاومت کردم. سوم اين که به ‏مردم و راه‎ ‎خود باور داشتم. فراموش نکنيد، در مقابل موج تبليغات مخرب عليه من، موج قوي تري‎ ‎وجود داشت ‏که از من حمايت مي کرد و به من انرژي مي داد. و چهارم اينکه همواره افرادي را‎ ‎ديده بودم که پس از اين که ‏رژيم بر روي آن ها فشار وارد مي کرد به نحوي تسليم مي‎ ‎شدند، و اين موجب مي شد تا رژيم به طرفداران خود ‏القا کند که حق است و مخالفين او ناحق اند. نمي گفت که زير شکنجه آن ها را شکسته است، مي گفت به حقانيت ‏دستگاه و‎ ‎انحراف خود پي برده اند. اين مساله من را رنج مي داد. مي خواستم اثبات کنم که اين‎ ‎شگرد رژيم کاربرد ‏هميشگي ندارد.‏
‎‎در باره ي‏‎ ‎اعدام فاضل خداداد هم کمي صحبت کنيم. شما براي اولين بار پرونده ي ايشان را مطرح‎ ‎کرديد. آيا هنوز او را مستحق اعدام مي دانيد؟ اساسا چه مساله اي باعث اعدام فاصل خداداد‏‎ ‎شد؟‎ ‎
من به ياد نمي آورم اعدام او‎ ‎را درخواست کرده باشيم. از اين که او اعدام شد نه تنها خوشحال نيستم، بلکه ناراحت‎ ‎هم هستم. اگر حتي آن زمان جور ديگري فکر مي کردم، اينک با اعدام هيچ کس حتي صدام موافق نيستم، مساله ي ‏ما در افشاگري اختلاس123 ميليارد توماني‏‎ ‎از بانک صادرات، فاضل خداداد نبود. در درجه ي اول مي خواستيم ‏نشان بدهيم که دستگاه‎ ‎غرق در فساد شده است. در مرتبه ي بعد مي خواستيم ببينيم آيا مدعيان عدالت علي، و‎ ‎مدعيان جانشيني او به گفتار خود صادق هستند، که ديديم نبودند و اين آزمون سختي براي‏‎ ‎آن ها و نقطه ي مهمي ‏براي تحول ما بود.‏
‎‎خوب چه کساني‎ ‎را عاملان اصلي آن پرونده ميدانيد؟‎ ‎
فراموش نکنيد که پشتوانه ي‎ ‎آن اختلاس مرتضي رفيقدوست و به ويژه محسن رفيق دوست نماينده ي ولي فقيه و ‏سرپرست بنياد‎ ‎مستضعفان بود. اگر حمايت رفيق دوست و اعتبار او نبود، بانک براي فاضل خداداد تره هم‎ ‎خرد ‏نمي کرد. اين محسن رفيق دوست بود که پشت چک يکصدوپنچاه ميليون توماني فاضل را‎ ‎امضا کرد، و براي او ‏اعتبار درست کرد. ضمن اين که فاضل با اين دو برادر کار مي کرد.‏
‎ ‎اين مطلب را محسني اژه اي که آن زمان قاضي دادگاه اختلاس بود به خوبي مي دانست. حتي‎ ‎رازيني و محسن ‏رفيق دوست با هم درگير شدند. اما محسن از رانت قدرت استفاده کرد، و‎ ‎محسني اژه اي حتي اجازه پيدا نکرد او ‏را به عنوان متهم به دادگاه احضار کند. او را به عنوان مطلع به دادگاه احضار کرد. مرتضي رفيق دوست نيز 15 ‏سال حکم گرفت، و بعد به‎ ‎دستور همان قدرت که بايد عدالت علي را پياده مي کرد، حبس خود را در منزل ‏گذراند... بگذريم.‏
‎‎موضع امروز شما‎ ‎نسبت به اعدام چيست؟‎ ‎
من اعدام را عملي غير انساني، و غير منطقي مي دانم. براي اين باور خود نيز فلسفه ي روشني دارم. براي اين که‎ ‎معمولا اعدام ها از سوي دولت ها يا قدرت هاي حاکم صورت مي گيرد. دولت ها در چند‎ ‎صورت دست به اعدام ‏مي زنند. يکي "اعدام هاي سياسي و اعدام مخالفين". دولت ها با اين‎ ‎اقدام خود چنين پيام مي دهند که حفظ قدرت ‏از جان انسان مهم تر است. يعني به لحاظ‎ ‎اعتقادي يا نظري، عملا انسان را موجودي بي ارزش و نه اشرف ‏مخلوقات معرفي مي نمايند. اين آموزه با مباني مسلم حقوق بشر در تناقض است. به لحاظ اجتماعي نيز با اعدام ‏مخالفم، چون اعدام‏‎ ‎مروج خشونت مي شود. براي اين که طرفداران معدوم در صدد بر مي آيند تا قوي شده و به‎ ‎هر نحو ممکن انتقام بگيرند. اين يک چرخه ي غير انساني است که در طول تاريخ تکرار‎ ‎شده است.‏
ديگر اينکه حکومت، کساني را به بهانه ي "قصاص" اعدام مي کند. بر فرض که کسي، فرد يا‎ ‎افرادي را بکشد و ‏حق حيات را سلب کند که البته ظلمي آشکار است و براي طرف مقابل،‎ ‎حقي را ايجاد مي کند. ولي دولت با دخالت ‏در منازعه ي خصوصي بين آحاد جامعه يا‎ ‎خانواده ها، شرايط را تغيير مي دهد. براي اين که ممکن است فرد قاتل ‏تحت شرايط روحي‏‎ ‎خاصي دست به اين اقدام زده باشد. با دخالت دولت، صورت مساله تغيير مي کند. براي‎ ‎مثال ‏نگهداري قاتل در زندان براي بردن پاي چوبه ي دار، بر او رنج زيادي تحميل مي‎ ‎کند که با اعدام او، اين مساله به ‏بي عدالتي دامن مي زند. بردن انساني که در شرايط‎ ‎خاص دست به جنايت زده، پاي چوبه ي دار، ظلم به يک ‏انسان و جريحه دار کردن وجدان‎ ‎انساني است. ‏
حالت سوم اين است که دولت ها براي "تنبيه" ديگران دست به اعدام افراد مي زنند. در واقع به‎ ‎کارکرد هاي ‏اجتماعي اعدام نظر دارند، و نه به مباني حقوقي يا اصول سياسي. تاريخ‎ ‎اجتماع هايي که در آن ها اعدام رواج ‏داشته، نشانگر اين واقعيت است که به سمت خشونت‎ ‎و ناامني اجتماعي تمايل زيادي داشته اند. براي نمونه، تاريخ ‏سي ساله ي انقلاب ايران‏‎ ‎را در نظر بگيريد. دولت اسلامي، بيشترين اعدام در هر سه مورد يعني "اعدام مخالفين‎ ‎سياسي"، "قاتلين" و "افراد شرور يا قاچاقچي" را داشته است. در هر سه مورد نيز، نتيجه ي‎ ‎معکوس دريافت ‏کرده، اما هنوز به اين کار اشتباه خود ادامه مي دهد. نه کارکرد مثبت‏‎ ‎اجتماعي دارد، نه حفظ قدرت را تضمين مي ‏کند، و نه هيچ مرده اي را زنده مي کند. صرفا و صرفا حس انتقام جويي و خشونت ورزي را گسترش مي دهد. به ‏همين دليل، نه انساني‎ ‎است، و نه منطقي.‏
‎‎برخي مي گويند‎ ‎افشاگري هاي شما در "پيام دانشجو"، بخشي از رقابت بين بيت رهبري و دفتر رياست‏‎ ‎جمهوري هاشمي با مسئوليت مرعشي بوده است. نظر خودتان‎ ‎چيست؟‎ ‎
صحت ندارد. من از اين بازي‎ ‎ها خوشم نمي آيد. بازي هاي سياسي با روحيه ام سازگار نيست. اقتضاي زمان، ‏آنگونه که‏‎ ‎در پرسش هاي پيشين اشاره داشتم، ما را در موضع نقد و افشاي آن وضعيت قرار داد. البته اين امر هم ‏زمان شده بود با رقابت بين دو راس قدرت و دفاتر آن ها.‏
حتي‎ ‎اطلاعات فلاحيان، با اسلحه به دفتر هفته نامه ي "پيام دانشجو" حمله کرد، و من را چشم‎ ‎بسته ربود و به جاي ‏نامعلومي برد. اين واقعه در 14 مرداد سال 1374 اتفاق افتاد. در‎ ‎آن جاي نامعلوم، فردي به نام سيادتي(دکتر ‏سعيدي فعلي) که خودش را از معاونين‎ ‎فلاحيان معرفي مي کرد با تهديد و ناسزا، تلاش داشت به من القا کند که من ‏به تحريک و‎ ‎حمايت بيت رهبري عليه رفسنجاني اقدام کرده ام. ولي من زير بار اين حرف زور نرفتم.‏
‎‎شما در انتخابات سال 76 نامه اي به‎ ‎آقاي ناطق نوري نوشتيد و شروطي را براي حمايت از او ذکر ‏کرديد. چرا در آن مقطع از‎ ‎خاتمي حمايت نکرديد؟‎ ‎
من هيچ نامه اي براي ناطق‎ ‎نوري ننوشتم. به ويژه که در آن دوره از جناح هاي حاکم در جمهوري اسلامي عبور ‏کرده‎ ‎بودم. براي انتخابات در 2 خرداد 76 نمايندگان "انجمن هاي اسلامي دانشجويان و دانش‎ ‎آموختگان" با ‏حضور بيش از 50 تن از نمايندگان انجمن هاي عضو، نشست سالانه اي برگزار‏‎ ‎کردند. در آن نشست، با اکثريت ‏قاطع من را به عنوان کانديداي اتحاديه براي رياست‎ ‎جمهوري معرفي کردند. ولي شوراي نگهبان به جز خاتمي، ‏ناطق نوري، ري شهري و زواره‎ ‎اي، همگي کانديداها از جمله من را رد صلاحيت کرد.‏
با اين رد صلاحيت، اتحاديه ي ما‎ ‎تصميم گرفت در انتخابات شرکت نکند، و اين موضع را با صراحت اعلام کرد. ‏البته پس از 2‏‎ ‎خرداد، و راي 20ميليوني به خاتمي، ما اعلام کرديم در برابر خاتمي موضع نقد سازنده را‎ ‎پي ‏خواهيم گرفت و در مواردي نيز از او حمايت کرديم. اما به لحاظ کلي، موضع انتقادي‏‎ ‎خود نسبت به او و دولت را ‏حفظ کرديم. اگرچه در مقابل عملکرد نهاد هاي استصوابي از‎ ‎دولت خاتمي حمايت مي کرديم.‏
‎‎آقاي طبرزدي، شما چند سال و‎ ‎به چه اتهاماتي در زندان بوديد؟‎ ‎
ورود من به زندان اوين 27‏‎ ‎خرداد ماه 1378 تقويم شده، و تاريخ آزادي ام 4 خرداد 1387 يعني به مدت 9 سال ‏است. اما به دليل اين که تا سال 1382 حکم محکوميت صادر نشده بود، دوران مرخصي در 5 سال‏‎ ‎اول را به ‏حساب نياوردند، و براي من 7 سال حساب کردند. از اين مدت 9 سال، حدود 27‏‎ ‎ماه را در شکنجه گاه هايي مثل ‏بند 209، توحيد، عشرت آباد(سپاه)، 2-الف(سپاه)، و ضد‎ ‎اطلاعات ارتش در سلول هاي انفرادي سپري کردم، و ‏اينک 10 سال محروميت اجتماعي دارم. اتهام من "اقدام عليه امنيت ملي از طريق تبليغ عليه نظام"، "توهين به ‏رهبر"، "تشکيل‎ ‎جبهه ي دموکراتيک ايران"، و "دعوت به ميتينگ و تظاهرات" بوده است.‏
‎‎در ماجراي کوي‎ ‎دانشگاه چه نقشي داشتيد؟ شما "جبهه ي متحد‎ ‎دانشجويي" را تاسيس کرده ايد. چه ‏انگيزه اي داشتيد و آيا تاکنون موفق بوده‎ ‎ايد؟‎ ‎
من از 27 خرداد ماه سال 1378‏‎ ‎يعني حدود 20 روز پيش از جنبش دانشجويي 18 تير ماه در بازداشتگاه امنيتي ‏‏209 بودم، و‎ ‎به اين معنا متاسفانه امکان حضور شخصي در 18 تير را نداشتم. اما جزو کساني بودم که‏‎ ‎هزينه ي ‏‏18 تير را پرداختم. در هر صورت من عضو تشکيلاتي بودم که آن تشکيلات در جنبش‎ 18 ‎تير ماه نقش فعالي ‏داشت. توضيح آن که سال76- 77 به پيشنهاد برخي دوستان قرار شد "جبهه ي متحد‎ ‎دانشجويي" تشکيل شود. ‏قرار شد "اتحاديه ي اسلامي دانشجويان و دانش آموختگان" به دبير‏‎ ‎کلي من، "اتحاديه ملي دانشجويان" به دبير ‏کلي منوچهر محمدي، و "دفتر تحکيم" چنين جبهه اي‏‎ ‎تشکيل دهند.‏
البته برخي سازمان هاي دانشجويي مثل "کميته دانشجويي دفاع از زندانيان‏‎ ‎سياسي" و "سازمان ملي دانشجويان" ‏نيز بودند. اين نشست ها در دفتر "اتحاديه ي اسلامي" برگزار شد، اما از دفتر تحکيم کسي‏‎ ‎نيامد. آقاي قوچاني که ‏يک سازمان دانشجويي از دانشگاه آزاد را نمايندگي مي کرد و به‎ ‎دفتر تحکيم نزديک بود، يکي - دو جلسه شرکت ‏کرد اما او نيز ادامه نداد. بنابراين "جبهه ي‎ ‎متحد دانشجويي" بدون حضور دفتر تحکيم تشکيل شد.‏
در جنبش دانشجويي 18 تير اين‏‎ ‎جبهه در دو زمينه حضور فعال داشت. زمينه ي اول اطلاع رساني بود. آنگونه ‏که در‎ ‎بيانيه ي وزارت اطلاعات ذکر شد و درست هم بود، دفتر اتحاديه که جبهه ي متحد نيز در‎ ‎آن جا تشکيل ‏جلسه مي داد، به مرکز اطلاع رساني جهاني در مورد 18 تير تبديل شده بود. به گونه اي که اولين خبر در اين ‏زمينه را دوستان ما به جهان مخابره کردند. در آن‎ ‎دوران اينترنت در ايران فعال نبود. ماهواره نيز نبود. از طريق ‏فاکس و تلفن کارها‎ ‎صورت مي گرفت. حتي موبايل نيز اگر بود، بسيار محدود بود. ساير تشکل ها نيز از هر‎ ‎نوع ‏ارتباط با رسانه هاي بين المللي پرهيز مي کردند. اين بود که "جبهه ي متحد‎ ‎دانشجويي" توانسته بود به عنوان پلي ‏بين جنبش داخل و رسانه هاي بين المللي و هموطنان‎ ‎خارج، همه ي اخبار را "تانلد" کند و دنيا را از وضعيت ‏جنبش آگاه نمايد.‏
فعاليت ديگر "جبهه ي متحد‎ ‎دانشجويي" اين بود که با حضور در جنبش رسالت تاريخي خودش را انجام بدهد که ‏انجام‎ ‎داد. ولي دستگاه هاي امنيتي سعي کردند، همه ي حوادث حتي موارد غير قابل دفاع مثل‎ ‎آتش زدن اماکن را ‏بر گردن "جبهه ي متحد دانشجويي" و رهبران آن از جمله من بيندازد. پس‎ ‎از سرکوب جنبش، من را همراه با ‏‏50-40 نفر از رهبران، کادرها و اعضاي اين جبهه را به‏‎ ‎شکنجه گاه توحيد انتقال دادند، و در مدت حدود 4 ماه ‏هرچه خواستند کردند. آن هايي که‎ ‎بيننده اتهامات منتشر شده از صدا و سيماي رژيم بودند، هر لحظه انتظار اين را ‏داشتند گروهي از جمله من‎ ‎اعدام شويم. چنين وحشتي در بين اعضاي خانواده ي ما و جامعه افتاده بود. در ‏صورتيکه‎ ‎من در آن زمان زندان بودم. ده ها تن از اعضاي اين‎ ‎جبهه، روز و شب شکنجه شدند و حکم اعدام و ‏زندان دريافت کردند. بنابراين مي توانم‎ ‎ادعا کنم بسياري از گروه ها در جنبش18حضور داشتند، اما "جبهه ي ‏متحد دانشجويي" و برخي‏‎ ‎احزاب مثل "حزب ملت ايران" هزينه ي آن را پرداختند.‏
نقش من در جنبش دانشجويي‎ ‎عمدتا از سال 1373 و از طريق انتشار هفته نامه ي "پيام دانشجو"، "نداي ‏دانشجو"، "هويت‎ ‎خويش"، و روزنامه ي "گزارش روز" و نيز راه اندازي ميتينگ هاي مختلف اعتراضي بود. ‏آقاي حداد معاون امنيت دادگاه انقلاب که در حکم بدوي من را به 14 سال حبس،‏‎ ‎تبعيد در زندان برازجان و 10 ‏سال محروميت اجتماعي، محکوم کرد، در دادخواست خود، من‎ ‎و دوستانم را از عوامل اصلي راه اندازي 18 تير ‏معرفي کرد. انگار برخي افراد، در‎ ‎جنبش هاي اجتماعي جايگاهي را به دست مي آورند که چه حضور فيزيکي ‏داشته باشند و چه‎ ‎نداشته باشند، اقدامات مهم به نام آن ها نوشته مي شود.‏
من نه تنها در تاسيس "جبهه ي‎ ‎متحد دانشجويي" نقش داشتم، بلکه در تاسيس "جبهه ي دموکراتيک ايران" ‏‎(IDF)‎‏ نيز نقش‎ ‎داشتم، و براي هر دو نيز هزينه ي سنگيني پرداخت کردم. فکر مي کنم اين تشکل ها در‎ ‎دهه ي ‏اخير نقش تاريخي خود را ايفا کرده اند. به گونه اي که اينک، هرکس به عنوان‎ ‎عضو اين تشکل ها شناخته شود، ‏حداقل به 4 سال حبس محکوم مي شود. رژيم معتقد است اين‏‎ ‎تشکل ها برانداز هستند و ظرفيت جذب گسترده ي ‏جوانان را دارند. ما البته خود را‎ ‎طرفدار انقلاب دموکراتيک دانسته و مبارزه ي خود را مسالمت آميز و قانوني ‏مي دانيم‎. ‎سرنوشت سياسي و تشکيلاتي ما همچون ساير اپوزسيون هاي آشتي ناپذير و تحول خواه، با‎ ‎داغ و درفش ‏و سياست مشت آهنين رو به رو است.‏
‎‎نظر شما براي‎ ‎دوره ي بعدي انتخابات رياست جمهوري چيست ، و در انتخابات شرکت مي کنيد يا‎ ‎نه؟‎ ‎‎‎
به لحاظ تحليل کلي، معتقدم‎ ‎اگر شرايط يک سال آينده همين گونه باشد که اينک هست، جناح اقتدارگرا، قدرت خود ‏در‎ ‎قوه ي مجريه را حفظ خواهد کرد. البته اين احتمال ضعيف وجود دارد که بخواهند احمدي‎ ‎نژاد را با فرد ‏ديگري از جناح محافظه کار و معتدل تر جا به جا کنند، اما هرگز اجازه‎ ‎نخواهند داد، کانديداي اصلاح طلب ها ‏برنده ي انتخابات شود. در واقع اقتدارگرا، صرفا‎ ‎جناح اصلاح طلب را براي گرم کردن نسبي اما تضمين شده ي ‏انتخابات نياز دارد. براي‎ ‎اقتدارگرا، حضور 40-50 درصدي مردم پاي صندوق هاي راي کافي است. البته آن ها ‏از اين‎ ‎که 70 درصد شرکت کنند ولي به کانديداي اقتدارگرا راي بدهند، استقبال مي کنند اما مي‏‎ ‎دانند که اين مساله ‏مثل "کوسه ي ريش پهن" است. يعني شدني نيست. از ديگر سو، مردم نيز‎ ‎با فرض حفظ وضعيت موجود و تداوم ‏شرايط گراني سرسام آور، هيچ تمايلي به شرکت در‎ ‎انتخابات ندارند. پس مساله ي انتخايات آينده با فرض تداوم ‏وضع موجود، به لحاظ شکلي‎ ‎و محتوايي، براي ما از اهميت برخوردار نيست. مگر اين که آن را تبديل به صحنه ‏ي‎ ‎تحريم عمومي کنيم. انتخاباتي که زير تيغ استصوابي است و تازه، رييس جمهور فقط‏‎ ‎بايد تدارکات چي باشد و ‏اگر بخواهد مردمي باشد، هر 9 روز يک بحران براي او درست مي‏‎ ‎کنند، از هيچ ارزش سياسي و دموکراتيک ‏برخوردار نيست. ضمن اين که در منشور دهگانه ي‎ ‎جبهه ي دموکراتيک ايران، آمده است که به دليل اين که رژيم ‏را مشروع نمي دانيم در‎ ‎هيچ يک از "انتخابات" هايي که برگزار مي کند شرکت نخواهيم کرد.‏
ما از انتخابات 2‏‎ ‎خرداد 76 تاکنون به جز انتخابات شوراي اول در هيچ انتخاباتي شرکت نکرده ايم، و اگر‎ ‎همچنان نظارت استصوابي وجود داشته باشد، باز هم در انتخابات شرکت نمي کنيم. تنها در‎ ‎يک انتخابات شرکت ‏مي کنيم، آن هم رفراندوم تعيين ساختار حکومت آينده که توسط نهاد‎ ‎هاي بي طرف برگزار و نظارت مي شود. ما ‏بر طبل جنبش تحريم مي کوبيم و معتقديم اين‎ ‎جنبش به مرور جايگاه و وزن سياسي و تعيين کننده اش را پيدا مي ‏کند. به راستي که بي‎ ‎ارزش تر و بيهوده تر از انتخابات هاي فرمايشي در رژيم سياسي ايران که به‎ ‎امري ‏‏"کوميک" تبديل شده، کاري سراغ نداريم.‏
اخيرا چند تن از اصلاح طلبان‎ ‎پيشرو در صحبتي با من، بحث از کانديداتوري عبدالله نوري به ميان آوردند. من به ‏آن ها‎ ‎گفتم، اولا به جاي اين که دور نوري جمع شويد بهتر است سراغ فردي چون امير انتظام‎ ‎برويد. در ثاني او ‏يا هر که مي خواهد باشد، شرط کنيد و او هم به شما نوشته بدهد که‏‎ ‎نيازي به تاييد شوراي نگهبان ندارد و فقط به ‏لحاظ اداري ثبت نام کند. حتي اگر شوراي‎ ‎نگهبان اعلام کرد او را رد صلاحيت کرده است، او کنار نرود و در ‏صحنه حاضر باشد. از‎ ‎مردم بخواهد که به او راي بدهند. من به آن ها گفتم اگر چنين فردي را يافتيد و او‎ ‎نيز ‏حاضر شد در ميدان بماند و در مقابل دستگاه مبارزه طلبي کند، من هم از او حمايت‎ ‎مي کنم.‏
‎‎اصولا حکومت‎ ‎مطلوب وحکمراني مطلوب از نظر شما چيست؟ آيا از نظر شما حکومت ديني تامين ‏کننده ي‎ ‎منافع ملي هست؟‎ ‎
ما نبايد گمان کنيم دموکراسي هاي پيشرفته ي غرب و حکومت هايي که‎ ‎آن ها را مطلوب مي دانيم به اين دليل ‏است که حاکمان و حکمرانان آن ها، آدم هاي منزه‎ ‎و بي عيبي هستند. آن ها اين حکومت هاي کارآمد و مدرن را ‏مديون دو چيز هستنند. اول اين‎ ‎که از راه آزمون و خطا و با تجربه ي مستمر و طولاني، مدل هاي گوناگون را ‏آزموده‎ ‎اند. و دوم اين که در سايه ي اين آزمون دامنه دار، فلسفه هاي سياسي مطلوب را به دست‏‎ ‎آورده اند. آن ها ‏ساختارهاي موجود را از آسمان نياورده اند. بلکه به اين دليل که‎ ‎حکمراني را امري عرفي و بشري، و نه آسماني ‏و مقدس فرض کرده اند، به عقلانيت سياسي،‎ ‎خرد جمعي و تجربه ي خود ارزش بيشتري داده اند. من معتقدم اراده ‏ي هيچ فرد و هيچ‎ ‎سامان سياسي و نظام حقوقي و الهي نيست. شرط اول پذيرش سکولاريزم است. اصل دوم ارايه‎ ‎ي فلسفه ي سياسي غير متناقض و آزمون شدني است. اصل سوم ارايه ي يک ساختار منسجم،‎ ‎درون زا و کارآمد ‏بر پايه ي آن فلسفه ي سياسي است.‏
اين ها مشخصه هاي يک حکومت مطلوب‎ ‎و حکمراني درست است. نه اين که همه ي حکمرانان در رژيم اسلامي ‏فاسد و قدرت طلب‎ ‎باشند. بلکه عيب اصلي در نظريه ي سياسي يعني ولايت فقيه، و ساختار حکومتي است. اگر‎ ‎بپذيريم که دين يک امر شخصي و معنويات اموري غير آزمون پذيرند، و مقدسات نبايد در‎ ‎ساختار حکومتي هزينه ‏شوند، در آن صورت به اصول دموکراسي نزديک شده ايم. من از يک‎ ‎دموکراسي تمام عيار بدون هيچ قيد ‏ايدئولوژيک دفاع مي کنم. معتقدم پيش فرضي جز حقوق‎ ‎اساسي آحاد شهروندان نبايد محترم و مقدس شمرده شود. ‏حکومت فعلي به دليل پذيرش‎ ‎پيش فرض هاي شرعي و ايدئولوژيک در همه ي زمينه ها برخلاف منافع ملي عمل ‏کرده، و‎ ‎خسارات سنگين بر کشور تحميل کرده است. علاوه بر فساد گسترده ي سياسي- اقتصادي داخلي،‏‎ ‎گرايش ‏به ميليتاريسم و ورود در منازعات بين المللي مثل مساله ي فلسطين که هيچ‎ ‎ارتباطي با کشور ما ندارد، و هزينه ‏هاي سنگيني بر مردم ايران تحميل کرده است. از‎ ‎نمونه هاي کارکرد يک حکومت ديني و ايدئولوژيک است

نامه مهندس عباس اميرانتظام به دبيركل سازمان ملل متحد

عالیجناب آقای بان کی مون.
دبیرکل محترم سازمان ملل متحد
به عنوان قدیمی ترین زندانی سیاسی – عقیدتی در نظام جمهوری اسلامی که بیش از 29 سال از عمر خود را به جرم دفاع از حاکمیت ملی و استقرار دموکراسی در ایران در سیاهچالهای رژیم سپری کرده و الان نیز برای درمان بیماریهایی که منشأ آنها اقامت طولانی در زندان، سوء رفتار و سوء تغذیه و محرومیت از بهداشت می باشد در مرخصی استعلاجی بسر می برم و در شرایطی که افزایش تنش بین ایران و جامعه جهانی و بحران هسته ای، خطر یک جنگ دیگر در منطقه را به شدت جدی نموده است.
با احساس مسؤلیت نسبت به سرنوشت تک تک هموطنانم و با علم به میزان بالای حساسیت رژیم به اقدامات و فعالیت های خودم به نام دفاع از حق حیات و آزادی ملت ایران و به نام پاسداری از صلح پایدار در ایران و منطقه بحران زده خاورمیانه به شما متوسل شده و از طریق و با واسطه شما جامعه جهانی و وجدانهای بیدار بشری و نهادهای مدنی صلح طلب و طرفداران حقوق بشر در سراسر جهان را مخاطب قرار می دهم.
عالیجناب، خطر جنگ آنقدر جدی و فوری است که جز با بسیج تمامی امکانات جامعه جهانی در پشتیبانی از جنبش مدنی و مسالمت آمیز مردم ایران قادر به جلوگیری از آن نخواهیم بود.
گزینه هایی که در حال حاضر روی میز اعضای دائم شورای امنیت و رهبران سیاسی جهان قراردارد، حاصلی جز آسیب رسانی بیشتر به موجودیت مادی و معنوی ملت ایران ندارد. توضیح اینکه تشدید تحریم ها حتی به صورت هوشمندانه درد و رنج مردم ایران را بخاطر ایجاد محدودیت در حوزه های اقتصادی و تقویت باندهای قاچاق کالای دولتی و افزایش رانت خواری و تورم و بیکاری و ایجاد محدودیت در تهیه کالا و مایحتاج عمومی بتدریج و گام به گام ملت ایران را در گورهای دسته جمعه دفن خواهد نمود.
از طرف دیگر رژیم در مقابل فشارهای خارجی، اعمال فشارهای سیاسی و اجتماعی را بر فعالین سیاسی، مدنی و حقوق بشری افزایش داده و به بهانه مقابله با دشمن خارجی، فعالیت و حرکت های اعتراضی و آزادیخواهانه ملت ایران را غیر قابل تحمل اعلام خواهد کرد و با استفاده از فضای امنیتی، سرکوب و اختناق را به حداکثر رسانده و در فضای گورستانی، کل مردم ایران را به گروگان خواهد گرفت.
از این رو به نظر می رسد که مسؤلین نظام نه تنها تحریم های بین المللی، از جنس آنچه تا کنون اعمال شده را تهدیدی بر موجودیت خود ندانسته، بلکه از وجود چنین تحریم هایی استقبال نیز می کند. چرا که به آنها فرصت می دهد تا با اعلام شرایط جنگی، با مخالفان خود تسویه حساب نمایند. به همین ترتیب تهدید توسل به زور علاوه بر اینکه هزینه های غیر قابل جبرانی را بر مردم ایران تحمیل می کند، دست نظام جمهوری اسلامی ایران را در سرکوب بیشتر و تداوم سیاستهای غیر مسؤلانه و ماجراجویانه در کلیه عرصه هایی که امنیت مردم ایران و جامعه جهانی را به خطر می اندازد باز می گذارد.
پس اگر، نه جنگ و نه تحریم نمی تواند موجب تغییر رفتار نظام جمهوری اسلامی در پرهیز از ماجراجویی و تطبیق خود با الزامات صلح و امنیت بین المللی گردد، تنها گزینه ممکن، کمک به مردم ایران در مدیریت بحران و خروج از بن بست فعلی می باشد. به نظر من، رژیم جمهوری اسلامی تعلیق در برابر تعلیق و بسته پیشنهادی 5+1 را نخواهد پذیرفت چراکه این نظام به اکسیژن بحران برای تداوم حیات سیاسی خود نیاز دارد. از این رو پرونده هسته ای فرصت خوبی برای مسؤلین نظام فراهم آورده تا با تشدید بحران، اکسیژن لازم را برای حیات خود فراهم کنند.
اگر در ریشه ها و منشأ بحران تعقل و تعمق کنیم به راحتی در خواهیم یافت که بحران هسته ای ریشه در سیاست ها و برنامه های کلان نظام جمهوری اسلامی ایران دارد.
ساختار این حکومت به صورتی طراحی شده است که تولید بحران برای مردم ایران و منطقه و جامعه جهانی از عملکرد های متعارف آن می باشد، چراکه این حکومت به آزادی، دموکراسی، صلح و حق تعیین سرنوشت ملت خود هیچ اعتقادی ندارد و به همین دلیل هیچ نگرانی و دغدغه ای در مقابل مشکلات اقتصادی، امنیت روانی و مادی آن ها ندارد. و به راحتی حاضر است که کل مردم ایران را قربانی ماجراجویی خود کند. حکومتی که با مردم خود چنین رفتار می کند طبیعی است که برای اعمال خشونت و تهدید حق حیات مردم جهان از اعمال هیچ خشونتی ابایی ندارد.
عالیجناب، مردم ایران که قربانی سیاست های ماجراجویانه، جاه طلبانه، خودسرانه، خشونت بار، جنگ طلبانه و غیر انسانی این نظام هستند در صف مقدم مبارزه برای تغییر رفتار این نظام قرار دارند. از این رو شایسته است که جنابعالی با استفاده از تمام ظرفیت ها و امکانات سازمان تحت مدیریت خود، مردم ایران را در مبارزه برای حق تعیین سرنوشت و استقرار آزادی و دموکراسی یاری دهید. مسؤلیت شما در دفاع از صلح، امنیت بین المللی و حق حیات و آزادی مردم ایران و جهان بسیار سنگین است.
تاریخ در مقابل اقدامات شجاعانه و مسؤلانه شما سر تعظیم فرود خواهد آورد و در مقابل در خصوص عدم تحرک و مسؤلیت گریزی شما بی رحمانه قضاوت خواهد کرد. با نگاهی به تاریخ و تمدن ملت پرافتخار ایران، قضاوت خواهید نمود که ملت ایران این اهلیت و قابلیت را دارند که همانند مردم آزاد در سراسر دنیا سرنوشت خود را به دست گرفته و از امکانات و قابلیت های فرهنگی و مادی خود برای پیشبرد صلح و دموکراسی در جهان تلاش کنند.
شاید کمک به مردم ایران در این شرایط کار دشواری باشد ولی هزینه این امر هرچه که باشد از هزینه جنگ و تشدید بحران و ناامنی در منطقه و جهان کمتر است.
عالیجناب، مردم ایران دست یاری به سوی شما و با واسطه شما به مسؤلین و رهبران جهان و مردم آزاده و صلح طلب جهان دراز میکنند. کمک به مردم ایران، کمک به آینده بشریت است.
عالیجناب، تقاضای من (ما) از جنابعالی بسیار ساده و در عین حال فوق العاده مهم است. به عنوان مصداق اعتماد سازی در پرونده هسته ای و برای اینکه امکان کنترل و نظارت واقعی بر فعالیت های هسته ای ایران ممکن باشد از جمهوری اسلامی بخواهید که تمامی کنوانسیون های پایه ای حقوق بشر، کنوانسیون های منع شکنجه، کنوانسیون الغاء کلیه اشکال تبعیض از زنان، و اساسنامه دیوان بین المللی کیفری را پذیرفته و به آن عمل کند. و جامعه جهانی نیز با تمام امکانات بر عملکرد نظام در رعایت حقوق بشر، و منجمله میثاق حقوق مدنی و سیاسی، و پروتکل های اختیاری آن نظارت کند. رعایت کامل موازین، استاندارها و الزامات حقوق بشری در ایران کلید حل بحران هسته ای و سایر بحران ها در منطقه است.
عالیجناب برای درمان بیماری های خود می باید هر لحظه به پزشکان معالج خود دسترسی داشته باشم. بازگرداندن مجدد اینجانب به زندان،ممکن است مرگ مرا در پی داشته باشد. من این هزینه سنگین را در مقابل نجات مردم ایران از خطر جنگ و فقر و سرکوب و قحطی، فلاکت و کشتار دسته جمعی،فرار مغزها ونابودی فرهنگی با خاطری آسوده و خیالی راحت می پذیرم و عمداً می خواهم مسؤلیت اخلاقی شما را سنگین کنم تا در فراتر از قالب های سنتی رفتار و فعالیت دبیر کل سازمان ملل متحد، با استفاده از تمامی ظرفیت های جامعه جهانی و با دست زدن به ابتکارات جدید و سازنده، موجبات اجرای موازین حقوق بشر را در ایران فراهم کنید.
اینجانب مایل هستم جزییات طرح و پیشنهاد خود را با نمایندگان و کارشناسان مورد اعتماد جنابعالی به بحث بگذارم.
مطمئن باشید که ملت بزرگ ایران تا همیشه تاریخ، قدردان و سپاسگزار شما خواهد بود.
عباس اميرانتظام
قديمی ترين زندانی سياسی عقیدتی ایران
در بیست و نهمین سال زندان

Wednesday, August 27, 2008

گزارش باطبي از نقض حقوق بشر در ايران در آستانه اجلاس سازمان ملل


فعالان حقوق بشر از سفر احمد باطبي به نيويورك خبر داد.اين گزارش مي افزايد: باطبي در طي روزهاي اخير اقدام به ملاقاتهاي متعددي با کميسيونهاي مختلف و مربوطه سازمان ملل متحد و همچنين تشکل هاي بين المللي مستقل و مدافع حقوق بشر که در شهر مذکور فعاليت دارند نموده است . براين اساس وي در اين سلسله ملاقاتها ضمن اعتراض به کم توجهي جامعه بين الملل به نقض حقوق بشر در ايران در سايه بحران اتمي ، اقدام به ارائه گزارشات و اسنادي از نقض سيستماتيک حقوق بشر در ايران نمود
اين اطلاعيه همچنين با اشاره به سفر قريب الوقوع احمدي نژاد به نيويورك و سخنراني در مقر سازمان ملل متحد مي افزايد: حضور ايشان در نيويورک و مقر سازمان ملل متحد ميتواند محل و بستر مناسبي براي اعتراض به نقض حقوق بشر و سياستهاي سرکوبگرانه دولت ايران باشد.

Tuesday, August 26, 2008

نشست مشترك جبهه دمكراتيك وجبهه ملي ايران

خبرگزاري جبهه متحد دانشجويي- درراستاي حركت به سوي اتحاد تشكلهاي دمكراسي خواه درداخل كشورومتعاقب حضورسران جبهه ملي ايران درمنزل مهندس حشمت اله طبرزدي تني چند ازاعضاي شوراي مركزي جبهه دمكراتيك ايران درمنزل استاد اديب برومند حضوريافتند. روابط عمومي جبهه دمكراتيك ايران درخصوص اين ملاقات گزارش نمود
مهندس حشمت اله طبرزدی دبیر کل جبهه ی دموکراتیک ایران به همراه دو تن از اعضای شورای مرکزی به دیدار استاد ادیب برومند رییس هیئت رهبری جبهه ی ملی ایران رفت.در این دیدار که عیسی خان حاتمی از اعضای شورای مرکزی جبهه ی ملی ایران همراه با دو تن دیگر از اعضای جبهه ی ملی ایران حضور داشتند،مسایل گوناگون سیاسی- اجتماعی مورد بحث و بررسی قرار گرفت:
در این دیدار ابتدا عیسی خان حاتمی،تحلیلی از شرایط منطقه و مسایل بین المللی ارایه داد و حمله ی روسیه به گرجستان را محکوم کرد.ایشان،نتیجه ی دشمنی جمهوری اسلامی با غرب به ویژه امریکا را به سود کشور روسیه دانست و از این که این همسایه ی شمالی که در طول تاریخ تجاوزات مکرری به ایران داشته،اینک به دلیل ضعف مفرط رژیم حاکم بر ایران،به گونه ای رفتار می کند که گویا،ایران تحت الحمایه ی روس است،به شدت ابراز تاسف کرد.
در ادامه ، اسماعیل مفتی زاده عضو شورای مرکزی جبهه ی دموکراتیک ایران و از هموطنان کرد،درباره ی دخالت احمدی نژاد در مسئله ی کرکوک به نفع ترکیه اظهار نگرانی کرد و خواستار موضع گیری نیرو های اپوزسیون در این زمینه شد.مفتی زاده،ضمن تاکید بر تمامیت ارضی ایران،حمایت از کرد های منطقه به ویژه عراق را در جهت منافع ملی ایران دانست.
در این دیدار،یکی از مسئولین جبهه ی ملی ایران در اروپا،گزارشی از وضعیت اپوزسیون به ویژه نیرو های ملی و دموکراسی خواه خارج از کشور ارایه داد و ابراز داشت،اگر در بین نیرو های داخل،اتحاد و همبستگی ایجاد شود،عملا موجب اتحاد اپوزسیون برون مرز خواهد شد.
پرویز سفری عضو شورای مرکزی جبهه ی دموکراتیک ایران نیز بر ضرورت اتحاد نیرو های آزادیخواه تاکید کرده و ابراز داشت،نیرو های مدنی و اجتماعی مثل طرفداران حقوق بشر یا مدافعین حقوق مدنی زنان،نمی توانند نقش احزاب و گروه های سیاسی را ایفا کنند.هر کدام از این گروه های اجتماعی جایگاه خاص خود را دارند.او همچنین این نکته را یاداور شد که برخی افراد یا جریانات سیاسی که در تثبیت جمهوری اسلامی نقش داشته و هنوز بر این امر تاکید می کنند،مهره های بدنامی هستند که اگر در هر ائتلافی از اپوزسیون قرار بگیرند،آن ائتلاف در نزد مردم بی اعتبار خواهد شد.
در این نشست،یکی دیگر از اعضای جبهه ی ملی که مسئولیت این جبهه در بخشی از استان خراسان را بر عهده دارد،از گرایش جوانان به فرهنگ ملی سخن گفت و به ویژه بیان داشت که مردم خراسان به لحاظ فرهنگی از مناطقی بودند که در طول تاریخ جنبش های ملی و مخالف بیگانه از آن جا سر بر آورده و به این لحاظ پایگاه ملی گرایی در این منطقه مستحکم است.
در ادامه ی این دیدار،مهندس طبرزدی پاره ای از مسایل مبارزاتی و به ویژه مشکلات اقتصادی مردم را مورد توجه قرار داد.ایشان بر این نکته تاکید کرد که اکثریت قاطع مردم از شرایط کنونی ناراضی اند و تنها خلا موجود در مبارزات،نبودن آلترناتیو و رهبری مبارزات است.مهندس طبرزدی به بازداشت فعالان سیاسی و مدنی به ویژه دانشجویان اشاره کرد و ابراز داشت،هزینه ی مبارزه ی کنونی بر دوش کارگران،زنان،دانشجویان و فعالان اقوام است.ایشان در همین زمینه به نقش تاریخی جبهه ی ملی ایران اشاره کرد و ابراز داشت،این جبهه در وضعیت کنونی می تواند به محور اتحاد همه ی نیرو های دموکراسی خواه تبدیل شود.زیرا همه ی گروه های آزادی خواه،بر این باور هستند که جبهه ی ملی به لحاظ کلی مورد اعتماد مردم است.ایشان به ویژه به نقش استاد برومند در جایگاه رهبری این جبهه اشاره داشته و اعلام کردند،استاد ادیب برومند به لحاظ علمی،سابقه ی مبارزاتی و مبانی اخلاقی،می تواند همه ی نیرو های آزادی خواه را حول محور دموکراسی خواهی،عدالت طلبی و با تکیه بر فرهنگ ملی و وطن پرستی گرد هم آورند و این یک نیاز تاریخی است.طبرزدی تاکید کرد که ما به عنوان یک جریان مبارز،حاضریم برای این هدف مقدس هر نوع هزینه ای را به جان بخریم.
در پایان این دیدار،استاد ادیب برومند از حاضرین به ویژه مهندس طبرزدی سپاس گذاری کرد.ایشان بار دیگر حمایت خود و جبهه ی ملی از همه ی مبارزین را ابراز داشت و خواهان آزادی همه ی زندانیان سیاسی شد.استاد ادیب برومند،ابراز داشت که مردم ایران به استقلال و تمامیت ارضی ایران به شدت حساس هستند و می دانند که جبهه ی ملی ایران پیشتاز دفاع از تمامیت ارضی و مبانی فرهنگی ملی و ایرانی است.ایشان نیز ضمن تقبیح حمله ی روسیه به گرجستان،علت اصلی طمع بیگانگان در مورد سه جزیره ی ایران، چانه زنی در مورد سهم ایران از دریای مازندران و برخی ادعا های تجزیه طلبی را ضعف مفرط رژیم اسلامی به دلیل غیر مردمی بودن آن ذکر کرد.
استاد برومند،ابراز داشت،دشمنی رژیم جمهوری اسلامی با امریکا یک حرکت انحرافی است که از ابتدای پیروزی انقلاب به وجود آمد و مبنای درستی ندارد.برای این که همین دشمنی غیر صحیح،موجبات ضعف کشور در مقابل بیگانگان را به وجود آورده است.
استاد برومند به مشکلات اقتصادی مردم اشاره کرد و بیان داشت،مردم به لحاظ گرانی و تورم به ستوه آمده اند.ایشان همچنین به نقش جبهه ی ملی برای پیشبرد اهداف مبارزات کنونی اشاره کرد و اعلام داشت،جبهه ی ملی این آمادگی را دارد که محور اتحاد همه ی نیرو های دموکراسی خواه با عقاید و سازمان های مختلف باشد.ایشان در پاسخ به پیشنهاد مهندس طبرزدی ابراز داشت؛ما می دانیم که ملت در شرایط کنونی نیازمند دستگاه رهبری و تشکیلاتی است که بتواند به آن تکیه کند و جبهه ی ملی برای این کار بزرگ آمادگی دارد.این کار با ائتلاف و اتحاد همه ی احزاب ملی و آزادیخواه صورت خواهد گرفت و جبهه ی ملی برای ایجاد این ائتلاف آماده است.ایشان ضمن اشاره به کودتای 28مرداد و اهمیت آن به عنوان یک آموزه ی تاریخی،ابراز داشت نباید از این رویداد تلخ به عنوان عاملی برای اختلاف در بین نیرو ها استفاده کرد.شایان توجه است که در این دیدار صمیمانه،همگی بر این نکته اتفاق نظر داشتند که رژیم به محض مشاهده ی ائتلاف نیرو های آزادی خواه،از همه ی توان خود برای جلوگیری از آن استفاده می کند.اختلاف افکنی با پخش شایعات و استفاده از حربه ی تهدید و زور،دو ابزار شناخته شده ی رژیم است.بنابراین،توصیه ی حاضرین این بود که به شدت مراقب این موضوع باشند.
روابط عمومی جبهه ی دموکراتیک ایران
4/شهریور/1387خورشیدی

Saturday, August 23, 2008

حمايت گروهها وفعالان سياسي واجتماعي ازفراخوان عليه لايحه ضد خانواده

بیش از 2200 نفر به فراخوان ائتلاف گروهها و فعالان جنبش زنان علیه لایحه «حمایت از خانواده» پیوستند.در میان امضا کنندگان ،اسامی شخصیت های برجسته فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی با گرایش های مختلف فکری، سیاسی دیده می شود.
امضاکنندگان اولیه این فراخوان ضمن انتشار این 2200 امضا اعلام کرده اند که ارسال امضا ها همچنان ادامه دارد و نام امضا کنندگان جدید در گزارش های بعدی اعلام خواهد شد
متن کامل فراخوان و امضاها به این شرح است: امروز سرنوشت خانواده های ایرانی، وارد مرحله حساس و تعیین کننده ای شده است. مجلس هشتم، تصمیم دارد تا لایحه ای را به نام «لایحه حمایت از خانواده» (که در میان فعالان جنبش زنان به «لایحه ضدخانواده« شهرت یافته) در مجلس شورای اسلامی به تصویب برساند. این لایحه که در شهریورماه سال گذشته (1386) از سوی دولت نهم به مجلس ارائه شد، در 18 تیرماه امسال (1387) به تصویب کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس رسید و هر روز بیم آن می رود که در صحن علنی مجلس به تصویب قطعی برسد. در لایحه «ضدخانواده» بر «بی حقوقی» زن ایرانی در قوانین موجود صحه گذاشته شده است و نه تنها به لغو کامل قانون تعدد زوجات و تاکید بر «تک همسری» صحه نگذاشته، بلکه ازدواج مجدد مردان را صرفا به شرط تمکن مالی (و تعهدی بدون ضمانت اجرایی) تشویق می کند. در لایحه «ضدخانواده» نه تنها بر مسئله «بی حقوقی کامل زنان در امر طلاق» تاکید کرده بلکه با طولانی کردن روند طلاق آنان را با دشواری های بیشتری مواجه ساخته است. در لایحه «ضدخانواده» نه تنها ازدواج موقت (صیغه) برای مردان متاهل را منع نکرده، بلکه حتا لزوم ثبت این ازدواج را نیز منتفی دانسته است. در لایحه «ضدخانواده» نه تنها حق بدون قید و شرط زنان برای اشتغال را به رسمیت نشناخته، بلکه بر ای تنها «پشتوانه» (از سر ناگزیری شان) یعنی «مهریه» نیز پیش از دریافت آن، مالیات تعیین کرده است. در لایحه «ضدخانواده»، نه تنها هیچ اثری از «حمایت از خانواده» دیده نمی شود، بلکه با تایید قوانین عقب مانده و غیرانسانی، کانون خانواده های امروز را به سمت «تزلزل» و «ناپایداری» هرچه بیشتر سوق می دهد. با توجه به موارد بالا، به روشنی می بینیم که در این لایحه، به جای «حمایت» از کیان خانواده، متاسفانه «ضدیت» با زندگی انسانی بین زن و مرد در خانواده ها موج می زند. مفاد غیرانسانی «لایحه ضدخانواده» مذکور، درحالی از سوی دولت به طرزی «غیرمسئولانه» به مجلس ارائه شده، که ما هر روز شاهد فجایع انسانی ناشی از حضور قوانین نابرابر موجود بر زندگی میلیون ها خانواده ایرانی، افزایش حیرت انگیز جنایت و «خشونت» علیه زنان و کودکان، و روند تصاعدی افزایش انواع آسیب های اجتماعی (از جمله افزایش همسرکشی به واسطه نبود حق طلاق) در این کشور پهناور هستیم. دادگاه های خانواده مملو از پرونده زندگی های به بست رسیده ای است که اگر قوانین نابرابر موجود، تغییر می یافت، به یقین، رو به کاهش می گذاشت. از این روست که ما امضاء کنندگان این فراخوان که سال هاست با تعهد و دلسوزی برای جلوگیری و کاهش فجایع انسانی ناشی از این قوانین تلاش کرده ایم، اکنون گرد هم آمده ایم تا در این مقطع سرنوشت ساز زندگی زن ایرانی، با شکل دهی به یک ائتلاف بزرگ بتوانیم با یاری گرفتن از هر روش ممکن و با اتکاء به هر آن چه در توان داریم و به پشتوانه همدلی و نیروی جمعی مان، از تصویب این لایحه ضدخانواده در مجلس جلوگیری به عمل آوریم. به این سبب، دست یاری به سوی تمامی هموطنانمان دراز می کنیم، به سوی ایرانیان آزاده ای که به سرنوشت زنان کشورشان و نیز به زندگی عادلانه بین زن و مرد در خانواده ای بر مبنای انسانیت و عطوفت می اندیشند، از همه هم وطنان از هر گروه و دسته، و با هر ایدئولوژی و مرام و از هر قوم و مذهب و جنسیتی، در هر کجای عالم که زندگی می کنند تقاضا داریم با پیوستن به این ائتلاف و به کارگیری تجربه و توان شان، برای جلوگیری از تصویب این لایحه، زنان هموطن خود را یاری دهند. گروه های اولیه ای که به این فراخوان پیوسته اند : تغییر برای برابری مدرسه فمینیستی میدان زنان کانون زنان ایرانی کمیسیون بانوان دفتر تحکیم وحدت مادران صلح مجمع زنان اصلاح طلب انجمن روزنامه نگاران زن ایران – رزا کانون هستیا اندیش کانون مدافعان حقوق بشر کمیته حقوق بشر سازمان دانش آموختگان ایران(ادوار تحکیم)
اسامی امضا کنندگان: انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شریف / انجمن افزایش توسعه و مشارکت اجتماعی زنان/ انجمن پیام ایران / انجمن زنان آواي روز / انجمن زنان پارس / انجمن زنان ماباهم برابريم/ بخش ایرانی انجمن بین المللی جامعه شناسان بدون مرز / انجمن بین المللی جامعه شناسان بدون مرز- شاخه امریکا/ بنیاد عبدالرحمن برومند/ جامعه دفاع از حقوق بشر (LDDHI) / جامعه شناسان بدون مرز - ایران / جبهه ملی ایران- آلمان / خبرنامه انجمن اسلامی شریف / سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان / سايت مليون ايران / سایت صدای مردم / شبکه فرهنگی ایرانیان اروپا / فراکسیون آزادی عدالت توسعه در اتحاد جمهوری خواهان ایران/ فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران / کانون پژوهش فرهنگ ایران – سوئد / کانون دانشجویان و دانش آموختگان مستقل استان قزوین / کانون دفاع از حقوق زنان و کودکان/ کانون فرهنگ و هنر / کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران/ کمپین یک میلیون امضا در کالیفرنیا / کمپین یک میلیون امضا در کویت / کمیته پی گیری داوطلبان کمپین / کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی / کمیته روابط عمومی کمپین یک میلیون امضا در تهران / کمیته روابط عمومی کمپین/ کمیته علیه خشونتهای ناموسی / کمیته گزارشگران حقوق بشر / کمیته مادران کمپین در تهران / کمیته هنری کمپین یک میلیون امضا در تهران / کمیتۀ کارگاههای کمپین یک میلیون امضا در تهران / کمیسیون زنان جبهه مشارکت ایران اسلامی/ مرکز فرهنگی زنان/ نشریه آینه شریف: نشریه واحد مطالعات انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف/ نشریه الکترونیک جامعه شناسی ایران / نشریه خبرنامه انجمن شریف/ نشریه نما: نشریه واحد فرهنگ و هنر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف/ وب سایت ما زنان آبتین آئینه/ آتسا احمدائی رفسجانی/ آتیه یوسفی/ آذر اصغرلو / آذر جزایری/ آذر جوان/ آذر غلام/ آذر قندریز/ آذر گیلانی/ آذر لاری/ آذر معصوم خانی/ آذر نارنجی/ آذرخش صادق زاده/ آذین بهرامی/ آرام شاهین فرد/ آرزو ترکتاز/ آرزو حیدری/ آرزو داهی/ آرزو شهیدی/ آرزو قاسمی/ آرزو کامران/ آرزو ناميان/ آرش اشتر/ آرش بهمنی/ آرش حسن نیا/ آرش صادقی/ آرش غفوری/ آرش ناظران/ آرش نجاریان/ آرش نصیری اقبالی/ آرشام قادری نژاد/ آرمیتا آتش بند/ آرمین قهقائی/ آرمین منتظری/ آریا زنگی آبادی/ آزاد علی اکبر/ آزاد مرادیان/ آزاده آریان/ آزاده آزاد/ آزاده احمدی/ آزاده بنال/ آزاده خرازی/ آزاده خسروشاهی/ آزاده رحماني/ آزاده سپهری/ آزاده سلطانی/ آزاده عبدالغنی/ آزاده فرامرزیها/ آزاده کاظمی/ آزاده کرمی/ آزاده ناظران/ آزده بهادران/ آزیتا رضوان/ آزیتا قاسمی/ آسا ادهی/ آسمان مقدم/ آسیه امینی/ آسيه سادات موحد رضايي/ آسيه صوفي/ آفاق ذاکر/ آفاق سرلک/ آلما قوانلو/ آمنه شیرافکن/ آمنه قربانی/ آمنه ميرهادي/ آمنه نصر/ آنا جمالی/ آناهیتا امیدی/ آناهید رمضی/ آندرانیک آندراسیان/ آوا انصاری/ آوا هندی/ آیدا سعادت/ آیدا ظریف/ آیدا قجر/ آیدا کنعانی/ آیدا نکونام/ آیدین حسنلو/ آیدین رحمانی/ آینده آزاد / ابراهیم خوش سیرت سلیمی/ ابراهیم دینوی/ ابراهیم شاكری/ ابراهیم مرادی/ ابراهيم مددي/ ابوالفضل حاجی زاده/ ابوالفضل عابدینی/ احترام ذوالقدری/ احترام شادفر/ احسان راد/ احسان رمضانیان/ احسان قدكي/ احسان کاظمی/ احسان مقیمی/ احسان هوشمند/ احمد اسکندری/ احمد باطبی/ احمد خانی/ احمد ذاکر/ احمد زاهدی لنگرودی/ احمد زیدآبادی/ احمد کریمی/ احمد محصل/ احمد مطلایی/ احمد معصومی/ احمد مقیمی/ احمد مهدی زاده/ احمد نادری/ احمد نجاتی/ احمد نگارستانی/ اختر اسلامی/ اختر بزازی/ اختر شیر محمدی/ اختر قاسمی/ اذر ازاد/ اردوان بيانی/ ارژنگ نجاریان/ ارسلان فلاح/ ارغوان اسعدی/ ازرا خاصی/ اسدالله علی محمدی/ اسدالله نگارستانی/ اسرا تفت/ اسفندیار بهارمس/ اسکندر امینی/ اسماعیل محمدی/ اسماعيل نوری علا/ اسو احودی/ اشرف السادات امید مهر/ اشرف چیتگرزاده/ اشرف خسروی مقدم/ اشرف سویدایی جم/ اشرف عزیزی/ اشرف فهیمی/ اشرف مصطفوي/ اشکان تهوری/ اشکان نکویی/ اصغر ایزدی/ اصغر زین الدین/ اصغر عبدی/ اعظم ابطحی / اعظم اكبرزاده/ اعظم ایران منش/ اعظم بابايي/ اعظم خانی/ اعظم سویدایی جم/ اعظم عظیمی / اعظم طالقانی/ اعظم ماهیدشتی/ اعظم مصطفوي/ اعظم موسوي/ افتخار ملکی بلسینی/ افرا شکرلو/ افروز قلمبر/ افسانه افشار/ افسانه خسروی مقدم/ افسانه غرنچائی/ افسانه لاری/ افسانه محاسنی/ افسانه محمدي فرد/ افسانه وفائي/ افشین فرهومند / افشین مقیمی/ اقئس جرونده/ اقدس رضواني/ اکبر جمالی/ اکبر زرگر/ اکبر عطری/ اکبر مهدی/ اکرم اسدی/ اکرم السادات علیجان زاده/ اکرم جعفری/ اکرم جمشیدی/ اکرم خسروی مقدم/ اکرم خیرخواه/ اکرم درشتی/ اکرم مرزبان/ اکرم مصباح/ اکرم مینویی/ اکرم ناطقی/ اکرم نظری/ اکرم همتی/ اكبر ملكي/ اكرم مصطفوي/ البرز احمدی/ المیرا علی حسینی/ الميرا نوري/ الناز انصاری/ الناز براتی/ الناز قدكي/ الناز مسلمی راد/ الناز ناطقی/ الناز نوري/ الهام احمند کامیابی/ الهام انصاری/ الهام بنايي/ الهام باقری راد/ الهام بیت الهی/ الهام رعایی/ الهام عاملی/ الهام عبادتی/ الهام قصیدیان/ الهام قیطان چی/ الهام مبيني/ الهام مجد/ الهام محسنی/ الهام معظمي/ الهام مهاجرين/ الهام هومین فر/ الهام یعقوبی/ الهه آریان پور/ الهه امانی/ الهه بیت الهی/ الهه خرم دره/ الهه ظهوریان آزاد/ الهه عبدی/ الهه عراقی/ الهه فقیهی/ الهه کولایی/ الهه گلبری/ الهه مبینی/ الهه مسیح خواه/ الهه معظمي/ الهه موسوي/ الهه نگارستانی/ الهه هیکس/ الینا آذری/ الینا خرم دره/ ام البنین ابراهیمی/ امید ایران مهر/ امید فهامی/ امید کلانتری/ امید کوهی/ امید معماریان/ امیدرضاکمانی/ امیر امیرقلی/ امیر بیت الهی/ امیر جواهری لنگرودی/ امیر حسین گنج بخش/ امیر خسرو دلیرثانی/ امیر سلیمی ها/ امیر شریعت زاده/ امیر طیرانی/ امیر قادرمرزی/ امیر کامکار/ امیر کاویانی/ امیر کنعانی/ امیر کیانی/ امیر محمد پیام/ امیر ملکی/ امیر هوشنگ افتخاری راد/ امیر یعقوبعلی/ امیرحسین عبدی/ امیرحسین علوی/ امیررضا درشتی/ امیرعباس نخعی/ امیرمهدی کرمانی/ امیلی امرایی/ امین شاه سیا/ امین فهامی/ امین محمدی/ امین موحدی/ امینه بانو امینی/ امير حسين نعمت الهي/ اميرحسين خورشيدفر/ اميرحسين مهدوي/ اميرمحمد طوسي/ امين قلعه اي/ امين نعمت الهي/ انور میرستاری/ انسیه نقوی/ انوش اسدی/ انوش جمالی/ انوشه واعظی پور/ اوختاي حسيني/ اولدوز صادق/ ایران پرورش/ ایران شالبافیان/ ایران طلایی/ ایراندخت امیدوار/ ایراندخت زین العابدین/ ایراندخت فامیلی/ ایرج باقرزاده/ ایرج شکری/ ایرج هاشمی زاده/ ایزدی کاظم/ ایلقار صمدزاده/ ایلیا ماهان/ ایلیا وکیلی/ ایمان براتیان/ ایمان فهامی/ ايرج اورجی گيوی/ ايرج جمشيدي/ ايزان دهقاني تفتي/ ايمان براتي/ امیر محمد نصیری/ بابان سقزی/ بابک زمانی/ بابک مهر پور/ باربد گلشیری/ باقر علایی/ بامشاد تابناک/ بپژن شاملو/ بتول ایمانی/ بدرالسادات مفیدی/ بدرالسادات میردامادی/ بلال مرادویسی/ بنفشه حجازی/ بنفشه رضایی/ بنفشه رمضانی/ بنفشه رمضانی یگانه/ بنفشه شمس/ به آفرید هزارمرد/ بهار به ساز/ بهار رضایی/ بهار مجدزاده / بهار ناصر آبادي/ بهاره اميري/ بهاره سعادتی/ بهاره فامیلی/ بهاره مرادی/ بهاره مهرنژاد/ بهاره میرزا حسین/ بهاره هاشمي/ بهجت داداشی/ بهرام بابایی/ بهرام چوبینه/ بهرام چهاردهی/ بهرام رفیعی / بهرنگ فامیلی/ بهروز بهرمن/ بهروز شایسته نیا/ بهروز محمودیان/ بهزاد امیری/ بهزاد توفیقیان/ بهزاد حق پناه/ بهزاد مهرانی/ بهزاد مهرداد/ بهزادکریمی/ بهشید نجفی/ بهمن احمدی امویی/ بهمن امینی/ بهمن رضاخانی/ بهمن یعقوبی/ بهناز جوادی/ بهناز شکاریار/ بهناز كیانی/ بهناز مهرانی/ بهنام هلاکویی/ بهنوش عامری/ بی بی جان حیدری/ بیان سبحانی/ بیان محمودی/ بیتا طاهباز/ بیژن پیرزاده/ بیژن دادگری/ بیژن مشاور/ بیژن مهر/ بیژن همتی/ بيتا ميرسلطاني/ پانیذ امیدی/ پرتو نوری علاء/ پردیس گرامی/ پرستو ابريشم/ پرستو اله یاری/ پرستو انتصاری/ پرستو خاصی/ پرستو سرمدي/ پرناز عظیما/ پروانه آل بویه/ پروانه قاسمی/ پروانه قاسمیان/ پروانه موسوی/ پروانه ناطقی/ پروانه وحیدمنش/ پرویز میرمکری/ پرویز اعتباریان/ پرویز حدادی زاده/ پرویز داورپناه/ پرویز قلیچ/ پرویز میر مکری/ پرویس ولواویون/ پروین اردلان/ پروین بختیارنژاد/ پروین پرهیزکاری/ پروین جلائی/ پروین دخت سرجویی/ پروین ذاکری/ پروین ذبیحی/ پروین سینایی/ پروین شیوا/ پروین ضرابی/ پروین فرازی/ پروین كهزادی/ پروین ملک/ پروین میرزا پور/ پروین یمینی/ پرویندخت مهرعلی زاده/ پروين ذبيحی/ پروين فرهنگ/ پری سیما اکبری/ پری عسگری/ پری غنی فر/ پریا میرحاج/ پریا نعمتی/ پریچهر کیانی/ پریس عطاران/ پریسا آیین دار/ پریسا احمدیان/ پریسا ادیب زاده/ پریسا افخمی/ پریسا انصاری/ پریسا بروجنان/ پریسا جوادی/ پریسا خیاطان/ پریسا راکعی اصفهانی/ پریسا روشنفکر/ پریسا صحتی/ پریسا قائمی/ پریسا کاکائی/ پریسا کریمی/ پریسا مقدم / پریسا ناظم زاده/ پریسا یوسفی/ پریش پاهکین/ پریناز خیاطان/ پریوش مومنی/ پریوش نوروزی/ پري فرزان/ پژهان مختاری/ پگاه طالبیان/ پگاه محمد زاده درآبادي/ پگاه مرادی/ پگاه نعيمي/ پگاه یوسفی/ پوران فرخزاد/ پوران مصطفوي/ پوریا فرید/ پوریا گل محمدی/ پویا احمدی/ پویا حسینی/ پویا سوداوری/ پویا علی پناه/ پویا ماهان/ پویا نعمت الهی/ پویان حاج باشی/ پویان سرداری/ پویان فخرایی / پویه مددی/ پويا دانشور/ پويا نظري/ پیام آزمون / پیروز انتخابی/ پیمان انجیدنی/ پیمان جعفری/ پیمان ملاذ / تارا سپهری فر/ تارا عظيما/ تارا نجد احمدی/ ترانه بنی یعقوب/ تقی رحمانی/ تلی پدرام پور/ تندیس مرزوقی/ توران السادات مصطفوي/ توران كوزه گري ابهر/ تورج پارسى/ ثریا جمالی / ثریا کیانی/ ثریا یعقوبی/ ثریا یوسفی/ ثريا آزادفر/ ثریا فلاح/ جان هنربخش/ جبار عزيزي/ جعفر پناهی/ جلوه جواهری/ جلیل محمودی/ جمشید آیین دار/ جمیله غره باغی/ جميله نعمت الهي/ جواد صفوی زاده/ جواد لگزيان/ جواد واعظی پور/ جوانمير مرادي/ جولیا آذر/ جهانگیر حسن زاده/ چیمن جوانرودی/ چیمن سروی/ چيا انفرادي/ حامد رفیعی/ حامد منزه/ حامد یوسفی/ حبیب الله پیمان/ حجت انصاری/ حجت کسرایان/ حدیث اله وردی/ حدیث جاودانی/ حديث السادات وكيليان/ حدیقه شریعت زاده/ حرمت ميرهادي/ حسام حسینی/ حسام موحدی/ حسن آل طه/ حسن احمدی/ حسن افتخار اردبیلی/ حسن بهگر/ حسن رحیمی بیات/ حسن زارع زاده اردشیر/ حسن شریعتمداری/ حسن صاقی/ حسن عربزاده حجازی/ حسن ماهان/ حسن محمدی/ حسن مرتضوی/ حسن نادری/ حسن یوسفی اشكوری/ حسین باقر زاده/ حسین بهادری/ حسین تجلی نژاد/ حسین جعفری/ حسین جاجبیان/ حسین خرمی/ حسین خسروی/ حسین رزاقی/ حسین رفیعی/ حسین سلیمیان/ حسین شاه حسینی/ حسین شریفی/ حسین عبده تبریزی/ حسین عبدی/ حسین عزیزخانی/ حسین علوی/ حسین مجاهد/ حسین مدنی/ حسین میر مبینی/ حسین نظامی/ حسین نورانی نژاد/ حسین نوری زاده / حسين فرشادبخت/ حسين نوراني نژاد/ حشمت اله صفایی/ حشمت طبرزدی/ حصيبه سبحاني/ حکیمه صادقی نژاد/ حمید آصفی/ حمید احراری/ حمید احمد زاده/ حمید جعفری/ حمید حدیثی/ حمید حسامی/ حمید رضا حضرتی/ حمید سرداری/ حمید فرخنده/ حمید کاشانی/ حمیدرضا اکبریه/ حمیدرضا سلیمی/ حمیدرضا صمدی/ حمیدرضا عسگرنژاد/ حمیدشرقی / حمیده تقی زاده/ حمیده جبارزادگان/ حمیده دهخدا/ حمیده سعیدی/ حمیده نظامی/ حمیده هوشیار موئد/ حميد آزرم منش/ حميد حميدي/ حميد نعمت الهي/ حميدرضا ابراهيم زاده/ حميده جوكار/ حميده جيرودي/ حميده نعمت الهي/ حميرا ميرهادي/ حنیف رهبری/ حنیف یزدانی پور/ حورا وکیلی/ حوریه اسماعیلی/ حوریه خسروشاهی/ حوریه عابدی/ خالد محمد زاده/ خاور هادي پور/ خدیجه عنبرستانی/ خدیجه مقدم/ خديجه كامران/ خسرو خواجه نوری/ خلیل هراتی/ خندان حنیفی/ خورشید سرحدی/ خورشید عابدین / داریوش راد/ داریوش عبدالمالکی/ داریوش لواسانی/ داود نوائیان/ داوود رضوي/ درياستايش/ دکتر گرجی مرزبان/ دکتر مصطفی معین/ دنا رضوی/ دنیا جابریان/ دیبا مشعفی رابعه ذبیحی/ راحله بکتاش/ راحله حسینی/ راحله دهقانی/ راحله سادات آينه ساز/ راحله صبوحی/ راحله عسگری زاده/ راحله مهربان/ راشل آرامیان/ راضیه خاتون مرادی/ راضیه سیوندی/ راضیه کارگر/ راضیه مقدس زاده/ راضیه نصیری/ رامین جمشیدبیگی/ رامین زارع/ رامین صفی زاده/ رامین مولائی/ ربابه میر شکاری/ رحمان رضائی/ رحمان كارگشا/ رحمت الله برهانی/ رحیم رضائی/ رحیم عبدالرحیم زاده / رخساره مکرمی/ رخساره هنر/ رخشان بنی اعتماد/ رخشان خانی/ رزا قراچورلو/ رزیتا قزل باش/ رزیتا معصومی/ رسول براتیان/ رسول دادمهر/ رشدان پیرو/ رشید اسماعیلی/ رضا آل طه/ رضا اسلامی/ رضا اغنامی/ رضا براهنی/ رضا بی شتاب/ رضا ترابی/ رضا خاصی/ رضا دلبری/ رضا رئیس طوسی/ رضا زراعتي/ رضا سیاوشی/ رضا شاه حسینی/ رضا صفری/ رضا طهماسبی/ رضا عباسیان/ رضا عزیزی نژاد/ رضا علیجانی/ رضا فانی/ رضا قاضی نوری/ رضا کريمي دره شوري/ رضا گوهرزاد/ رضا ماهان/ رضا مرزبان/ رضا مظاهری/ رضا نکویی/ رضوان شاهویی/ رضوان مقدم/ رضوانه فلاحتی/ رضی دادخواهان/ رفعت رنجبران لنگرودی/ رقیه اسداللهی/ رقیه زارع پورحیدری/ رقيه شيري/ روئین عطوفت/ روجا باطبي/ روجا بندری/ روح اله آقا صالح/ روح انگيز بيات/ روحی افسر/ روحی شفیعی/ روزبه فرهومند/ روزبه كریمی/ روزبه میرچرخچیان/ روشنک قریشی/ روفیا قادری/ رومينا ملكي/ روناک رشیدی/ رویا آمون/ رویا پازوکی/ رویا پاکزاد/ رویا درشتی/ رویا صحرایی/ رویا طلوعی/ رویا کاشفی/ رویا مالکی/ رویا محمدی/ ریحانه تاجیک/ ریحانه حقیقی/ ریحانه صابر/ ریحانه طیبی/ ريحانه سادات آينه ساز/ زارا امجدیان/ زارا سعید زاده/ زانيار احمدي/ زری شیرازی/ زری طبائی/ زری فرشید/ زری نظری/ زري جوكار/ زکا خسروشاهی/ زلال يوسفي/ زویا مهرجو/ زهرا آرمان پور/ زهرا ابراهیمی/ زهرا اسماعيلي/ زهرا اكبرزاده/ زهرا امیدی/ زهرا بی شتاب/ زهرا بیات/ زهرا جانی پور/ زهرا جعفری/ زهرا جلالی/ زهرا خطیب منش/ زهرا خیر اندیش/ زهرا دمرچلی/ زهرا دیانی/ زهرا ذولفعلی زاده/ زهرا سخی/ زهرا سلطان الله اكبري/ زهرا شادمان/ زهرا شریف/ زهرا صادقی/ زهرا صفاییان/ زهرا ضیاء/ زهرا عبداللهی خوش مردان/ زهرا عرب بافقی/ زهرا عزیزی مقدم/ زهرا غزنوی/ زهرا غلامی/ زهرا قلعه بانی/ زهرا مالکی/ زهرا مصطفوي/ زهرا مینویی/ زهرا نبی/ زهرا نیک منش/ زهرا وزیری/ زهرا ولي زاده/ زهرا همتی/ زهرا یوسفی/ زهره آقاياني/ زهره اسدپور/ زهره اکبری/ زهره امین/ زهره ایرانمنش/ زهره تنکابنی/ زهره دلفان/ زهره رجبی/ زهره سلحشور / زهره شجاعی/ زهره فامیلی/ زهره قاسمی/ زهره کریم نیا/ زهره معینی/ زهره نیک خواه/ زهره واعظی/ زیبا فارسیجانی/ زیبا یزدانی/ زینب اسماعیلی/ زینب اکبری/ زینب ایلخانی زاده/ زینب پیغمبرزاده/ زینب جعفری/ زینب خدادادی/ زینب رشیدیان/ زینب رهگری/ زینب نعمت زاده/ زینب نوری عصری/ زینت اکبر شاهی/ زيبا محمدي/ زينب تهماسبي/ ژاکلین اوراهی/ ژاله درشتی/ ژاله سالاري/ ژاله سلطان لو/ ژیلا بشیری/ ژیلا بنی یعقوب/ ژیلا شریعت پناهی/ ژیلا گل عنبر/ ژینا مدرس گرجی/ ژيلا احمدي سبزه خاني/ ساچلی افلاکی/ سارا ابراهیمی/ سارا ايمانيان/ سارا رضایی/ سارا روشن/ سارا سرابی/ سارا صنعی/ سارا علایی/ سارا غنی زاده/ سارا کریمی/ سارا لقايي/ سارا لقمانی/ سارا محمدی/ سارا معظمیان/ سارا نسایی/ سارا نعمت الهي / سارا نیری/ سارا یاری/ سارگل هاشمی/ ساره خلیفه/ ساسان سلیمی/ سالومه مرادی/ سام آقایی/ سام الدین ضیائی/ سام نصرتی/ سامان سفرزایی/ ساناز الله بداشتی/ ساناز پاک نژاد/ ساناز ذاکر/ ساناز کریمی/ ساناز محسن پور/ سانیا شعبانی/ سپهر سلیمی/ سپیده آل طه/ سپیده پورمحمدی/ سپیده صباغ/ سپیده عابدین/ سپیده مختاری/ سپيده سلامي/ سپيده صباغ/ سپيده ميرجعفري/ ستار اميني/ ستار لقايي/ ستاره جمشیدی/ ستاره مير جعفري/ ستاره نعمت الهي / ستاره هاشمی/ سجاد صاحبان زند/ سجاد نعیمی پور/ سجاد نيكنام/ سحر افاضلی/ سحر پورمحمدی/ سحر تحویلی/ سحر رضا زاده/ سحر روان/ سحر صباغ/ سحر طلوعي/ سحر عجمي/ سحر قنواتی/ سحر مفخم/ سحر موقتی/ سحر نصیری/ سحر نقي زاده/ سرور شهبازی/ سرور قرایی/ سعید احمدی/ سعيد ترابيان/ سعيد پورحيدر/ سعید پیوندی/ سعيد حبيبي/ سعید رضوی/ سعید صاحب محمدی/ سعید صحرایی/ سعید عبدی/ سعید فلاح زاده/ سعید لیلاز/ سعید مدنی/ سعید نعیمی/ سعیده اسدی زاده/ سعیده اسلامی/ سعیده اکبری/ سعیده رنجبرنژاد/ سعیده صدیقی/ سعیده قنبرپور / سعيده شهبازي/ سعيده غلامي/ سعیده یوسفی/ سكينه دهقاني تفتي/ سلماز کیانی/ سلماز مقدم/ سلیمان رضائی/ سلیمان محمدی/ سليمان فرهاديان/ سمانه خادمی/ سمانه رضایی/ سمانه عابديني/ سمانه گرامی/ سمیرا افخمی/ سمیرا ثابت/ سمیرا جانو سپه/ سمیرا شاهقای/ سمیرا کیانی/ سمیرا مقدم/ سمیرا سیوندی/ سمیه ایل بیگی/ سمیه باقربیگی/ سمیه جعفری/ سمیه دهقان/ سمیه ذهبی/ سمیه رشیدی/ سمیه صالحی/ سمیه فرید/ سمیه کیانی/ سمیه لطفی خلق/ سمیه نجفی/ سمیه نصیری/ سمیه وکیلی/ سميرا توكليان/ سميه قياسي/ سودابه اردوان/ سودابه سیرجانی/ سودابه فرخ نیا/ سودابه محمدخانی/ سودابه مهدی زاده/ سوده شعبانی/ سوران کمانگر/ سوزان ذاکر/ سوزان نعمتی/ سوسن حمیدی/ سوسن رونقی/ سوسن شعبانی/ سوسن طهماسبی/ سوسن کهن دژ/ سوسن كوزه گري ابهر/ سوگل خرازی/ سولماز احمری/ سولماز رحیمی/ سولماز قدكي/ سولماز مهدی نژاد گرگاری/ سونیا پورمیرزاجانی/ سونیا غفاری/ سونیا هوشمند/ سهراب جباری/ سهند خبازان/ سهید امامی/ سهیل شهامت جو/ سهیل نکویی/ سهیلا بسکی/ سهیلا دهپناه/ سهیلا رضائی/ سهیلا سادات موسوی/ سهیلا ستاری/ سهیلا گلشاهی/ سهیلا منچهری/ سهیلا وحدتی/ سهيل آصفي/ سهيلا تنباكو زاده/ سهيلا زندي/ سهيلا شايق حق/ سیامک جهان بخش/ سیاوش خدایی/ سیاوش عبقری/ سیاوش قلی زاده/ سیاوش منتظری/ سید افشین امیر شاهی/ سید جعفر عباس زادگان/ سید حسین کبیری/ سید رضا میر فیضی/ سید علی اكبر موسوی خوئینی/ سید محمد سعیدی/ سید مهدی احمدپناه/ سید نریمان مصطفوی/ سیده وجیهه تشکری/ سیروس بهرمن/ سیلور اسپرینگ/ سیما حسین زاده/ سیمین ایمان زاده/ سیمین بهبهانی/ سیمین چایچی/ سیمین دولت آبادی/ سیمین دها/ سیمین مرعشی/ سیمین وخشوپور/ سیمیندخت فامیلی/ سيامك طاهري/ سياوش كريم زاده/ سيما حاجي زادگان/ سيما ماهروح/ سيمين نعمت الهي/ شادی ابوترابی/ شادی حامدی/ شادی صدر/ شادی قنبری/ شادی هاشمی/ شادی همتی/ شاهین اشکیانی/ شاهین ایرانی نژاد/ شاهين زينعلی/ شایان آزاد/ شايا شهوق/ شبنم احمدي/ شبنم رحمتي/ شبنم فدايي/ شبنم کشورگشای همایونی/ شراره قلي پور/ شراره میرزایی/ شرمین جمشیدی/ شعله ایرانی/ شعله شمس/ شفق احمدی/ شفق رحمانی/ شقایق درنشان/ شقایق کمالی/ شقايق صالحي زاده/ شکوفه آذر/ شکوه ميرزادگي / شلير انفرادي/ شمس پرجمی/ شمس رنجبر/ شمسي سادات آيينه ساز/ شمسي قدكي/ شورانگیز داداشی/ شهاب الدین شیخی/ شهاب فیضی/ شهاب مبشری/ شهاب میرزایی/ شهرام آقامیر/ شهرام رفیع زاده/ شهرزاد امیر سلیمانی/ شهرزاد کریمان/ شهرزاد باقری/ شهرزاد جهانیان/ شهرزاد ضرغام/ شهرزاد عالم فتحی/ شهرزاد كريمپور/ شهرزاد مفید/ شهروز صادقی/ شهره صادق نیا/ شهره محولاتی/ شهره نظرآهاری/ شهریار شریفی/ شهریار محمدی/ شهریار معجری کسمایی/ شهزاد قلي پور/ شهلا آریانا/ شهلا بهاردوست/ شهلا خاوری/ شهلا سویدایی جم/ شهلا سینایی/ شهلا شرکت/ شهلا شفیق/ شهلا عبقری/ شهلا فروزانفر/ شهلا قلي پور/ شهناز السادات موحد رضايي/ شهناز خاصی/ شهناز سختیان چی/ شهناز ضرغام/ شهناز غلامی/ شهناز كوزه گري ابهر/ شهناز لشکریان/ شهناز مکاری/ شهناز هاشمی/ شهین کوهی/ شهين شكاري/ شیدا پورمند/ شیدا سرلک/ شیدا شمس/ شیده رضایی/ شیرین اربابیان/ شیرین اردلان/ شیرین بنایی/ شیرین تبریزی/ شیرین خیابانی/ شیرین سعیدی/ شیرین شلیله/ شیرین طبیب زاده/ شیرین عبادی/ شیرین فامیلی/ شیرین قاسمی/ شیرین کریمی/ شیرین محمدی/ شیرین مومنی/ شیرین ناجی/ شیرین هاشمی/ شیما فرزادمنش/ شیما کاظمی نژاد / شیما کلباسی/ شیوا اصغرزاده/ شیوا بدیهی نژاد/ شیوا پیرایش/ شیوا توکلی/ شیوا دولت آبادی/ شیوا مقانلو/ شیوا نظرآهاری/ شیوا نوجو / شیواجعفری/ شيرين پيش گو/ شيرين كريمي/ صادق نقاش کار/ صادق نیک کار/ صادقه شیردل/ صالح جمشیدی/ صبا آذرپيك/ صبا موسوی/ صبا نجفی/ صبریه نجفی/ صبور کبیری/ صدف خرم خوي/ صدف خطيبي/ صدیقه افشار/ صدیقه امینی/ صدیقه بحرائی / صدیقه دبستانی/ صدیقه شالبافیان/ صدیقه شاهین پور/ صدیقه غیومیان/ صدیقه کشاورز/ صدیقه مصطفوی مباشر/ صدیقه مقدم/ صغرا امامی/ صغرا نوری/ صفار ساعد/ صفورا شهرباف/ صمد جمشیدی / صنم تمنا/ صنم دولتشاهی/ صنم موثقی/ ضیا صدرالاشرافی/ ضیاء مصباح/ طاهر احمدزاده/ طاهره احمدی دستجردی/ طاهره امیدی/ طاهره چاپ سنگ/ طاهره حسینی/ طاهره خسروشاهی/ طاهره دهقاني تفتي/ طاهره سعادتی/ طاهره شالبافیان/ طاهره طالقانی/ طاهره مصطفوي/ طلعت تقی نیا/ طوبا اسدالله/ طه حجازی/ طیبه راستگو/ طیبه عبداللهی/ عادله رضایی/ عارف امیدی/ عاطفه امینی/ عاطفه رضوي/ عاطفه سادات آيينه ساز/ عاطفه محمدی/ عالیه مطلب زاده/ عایرضا شیاسی/ عباس آبتین/ عباس باطبي/ عباس پوراظهری/ عباس تاج الدینی/عباس خسروی مقدم/ عباس شیرازی/ عباس عبدی/ عباس علی فتاح/ عباس قائم الصباحی/ عباس قبادي/ عبدالحسین تنهایی/ عبدالحسین صابر/ عبدالحسین قمی زاده/ عبدالرضا تاجیك/ عبدالکریم لاهیجی/ عبدالله احمدی/ عبدالله مومنی/ عبدالمجید الهامی/ عذرا کیانی/ عذرا مترجم/ عذرا هادي پور/ عذری دژم/ عرافه الیاسی/ عرفان مردانی/ عزت الله سحابی/ عزیز کرملو/ عزيز الله ملکي/ عسل اخوان/ عسل افشاری/ عسل پیرزاده/ عسل خرازي/ عسل محمدی/ عشرت آقاجانی/ عشرت عبدالهي/ عصمت اسپیار/ عصمت رضوی/ عطیه فرشاد نیا/ عطیه واعظی پور/ عطیه وحیدمنش/ عطيه احمد خاني/ عطيه جوكار/ عفت ماهباز/ عفت محمدپور/ علی اجاقی/ علی اخوان/ علی اسدیان/ علی اسلامی/ علی اشرافی/ علی اشرف ضرغامی/ علی اصغر رمضانپور/ علی اصغری/ علی افشاری/ علی اکبر امید مهر/ علی اکبر خسروشاهی/ علی اکبر محمدزاده/ علی اکبری/ علی اکبریان/ علی اکرمی/ علی اكبر اميني/ علی ایلبیگی/ علی بکایی/ علی جعفری/ علی جمشیدی نیا/ علی جمشيدي/ علی چهاردهی/ علی حدیثی/ علی حسین نیا/ علی حضوربخش/ علی خان علیزاده/ علی خوشنمک / علی دهقان/ علی رحیمی/ علی رضا باقری/ علی رضا بقایی زاده / علی رضا جباري/ علی رضا رجایی/ علی رضا رحيم نژاد/ علی رضا رنجي پور/ علی رضا رهبری/ علی رضا ساریخانی/ علی رضا صادقی/ علی رضا صرافي/ علی رضا عزیزی/ علی رضا قراباغي/ علی رضا کنعانی رو/ علی رضا كرماني/ علی رضا محمدی/ علی رضا مرادی/ علی رضا نظریان/ علی رضا نعمت الهي/ علی رضا نیلچی/ علی زرین/ علی ساعی/ علی سپندارند/ علی سعیدی/ علی سلطانی/ علی شاهنده/ علی صادقی/ علی طایفی/ علی عبدی/ علی عطروش/ علی علوی/ علی فاخری/ علی فتوتی/ علی قهاردهی/ علی کسایی/ علی کلایی/ علی محجوبی/ علی محمدی/ علی محمودی/ علی معظمي/ علی ملک زاده/ علی موشخیان/ علی مهدی قلی/ علی نژاد/ علی نعمت الهي/ علی نیکویی/ علی واعظی پور/ عماد الدین صائبی/ عماد بهاور/ عیسی سحرخیز/ عیسی قجاوند/ غزال دادور/ غزال شولی زاده/ غزال کیهان فر/ غزال محسن پور/ غزاله صباغ/ غزاله عسگری زاده/ غزاله هاشمي/ غزل مجد زاده/ غلام حبیبی/ غلامحسين دهقاني تفتي/ غلامحسين قياسي/ غلامرضا جعفری/ غلامرضا محمدی/ غلامعلی جعفری/ غزاله گلشن/ فؤاد مجیدی/ فائزه رضائی/ فائزه ضیایی/ فائزه محمدی/ فائزه مدرس گرجی/ فائه سیفی/ فاتح مردوخ/ فاخته زمانی/ فاطمه اجدادی ارانی/ فاطمه امینی/ فاطمه ایل بیگی/ فاطمه بابایی/ فاطمه باغانی/ فاطمه بختیاری/ فاطمه بیات/ فاطمه بیانی/ فاطمه پارسازاده/ فاطمه پیغمبرزاده/ فاطمه جعفری/ فاطمه جوكار/ فاطمه حمزوی/ فاطمه خاصی/ فاطمه خالد آبادي/ فاطمه خانی/ فاطمه دومانلو/ فاطمه دهقاني تفتي/ فاطمه دیر آبادی نژآد/ فاطمه ذاکر/ فاطمه رج آبادي گل عباسي/ فاطمه رشیدی/ فاطمه رضائی/ فاطمه زارعی/ فاطمه شجری/ فاطمه شهبازی/ فاطمه شیرازی/ فاطمه صادقی/ فاطمه صفاییان/ فاطمه عباسی/ فاطمه غزنوی/ فاطمه فرحانی/ فاطمه فرهنگخواه/ فاطمه قاسمی/ فاطمه قلي پور/ فاطمه کنعانی/ فاطمه کوثری/ فاطمه کهربایی/ فاطمه کیان ارثی/ فاطمه گنج کریمی/ فاطمه گوارایی/ فاطمه مالک/ فاطمه مسعودیان/ فاطمه مصطفوي/ فاطمه مقدم/ فاطمه مقیمی/ فاطمه موحدی/ فاطمه مهری/ فاطمه میرزازاده/ فاطمه نجاتی/ فاطمه نوروزی/ فاطمه همتی/ فاطمه یوسفی/ فایزه خسروی مقدم/ فتانه صادقی/ فتحیه زرکش یزدی/ فخری شادفر/ فخری محتشمی پور/ فخری نامی/ فخري سادات آيينه ساز/ فراز يكيتا/ فراصت ناصرآبادی/ فرامرزیغمایی/ فرانک چالاک/ فرانك حاج محمد تقي دولابي/ فرانك رجايي/ فرانك فريد/ فرج الله عسگری زاده/ فرح حلیلی نژاد/ فرح قادرنیا/ فرح موسوی/ فرخ امدادی/ فرخ تار/ فرخ قره داغی/ فرخنده جبارزادگان/ فردوس شهبازی/ فردين کريمی/ فرزاد تبریزی/ فرزاد مشیری/ فرزان فیروزه/ فرزانده روستايي/ فرزانه آئینی/ فرزانه امینی/ فرزانه ایل بیگی/ فرزانه تفرشی/ فرزانه حکمت آرا/ فرزانه دایی زاده/ فرزانه راجی/ فرزانه رسولی/ فرزانه رضایی/ فرزانه روحانی/ فرزانه سالمي/ فرزانه صالحی/ فرزانه صفوی/ فرزانه طاهری/ فرزانه قندریز/ فرزانه محجوب/ فرزانه مرادی/ فرزانه موثق نژاد/فرشاد آریا/ فرشاد کرمانیان/ فرشته بختیاری/ فرشته بهروزی نیک/ فرشته بیات/ فرشته جعفری/ فرشته جهانبخشی/ فرشته دهقان/ فرشته ذاکر/ فرشته رضایی/ فرشته سعدی زاده/ فرشته شیرازی/ فرشته صادقی/ فرشته قاضی/ فرشید مقدم سلیمی/ فرشید یاسایی/ فرناز جمشیدی/ فرناز سیفی/ فرناز عارفیان/ فرناز کمالی/ فرناز كوزه گري ابهر/ فرناز فیاضی آزاد/ فرنگیس احمدوند/ فرنگیس غلامی/ فرنوش امیر شاهی/ فرنوش بهرامی/ فرنوش تهرانی/ فرنوش هدایت/ فرنوش یادی/ فرود سیاوش پور/ فروزان امیدی/ فروغ سمیع نیا/ فروغ شریعت زاده/ فروغ قره داغی/ فروه امینی/ فرهاد پناهی/ فرهاد روشن/ فرهاد محمدنژاد/ فرهاد موحدنیا/ فرهاد یاسایی/ فرهنگ تولی/ فرهنگ قاسمی/ فریبا اختری/ فریبا پژوه/ فریبا پیله ور/ فریبا داوودی مهاجر/ فریبا شیران/ فریبا کیوانی/ فریبا کیوای/ فریبا مرادی پور/ فریبا محمدی/ فریبا مهدی نیا/ فریبا نظری/ فریبا یگانه/ فرید تولائیان/ فرید چاوشی/ فرید مصلحیان/ فریدون سحابی/ فریدون ضرغامی/ فریدون كشكولی/ فریده پورعبداله/ فریده جابری/ فریده جبارزادگان/ فریده حمیدی/ فریده خسروشاهی/ فریده رستمی/فریده شیران/ فریده عرب زاده/ فریده غائب/ فریده فیضیان/ فریده ماشینی/ فریده نظری/ فریده یزدی/ فریناز آرین فر/ فريبا قرباني/ فريبا محمدي/ فريد براتي/ فريد مصلحيان/ فريده موسوي/ فريما كوزه گري ابهر/ فلورا عباس نژاد/ فواد جمشیدی/ فهیمه صادقی/ فهیمه ضیایی/ فهیمه هیاتی/ فهيمه رسولي/ فیروز فیروزه/ فیروزه فولادی/ فیروزه معینی/ فیروزه مهاجر/ فيروزه رمضانزاده/ قادر رنجبر/ قاسم مهدیه خانی/ قدرت منصوری/ قدسی سرمست/ قمر قدكي/ قمری احمدی / کاترین مارازاوا/ کاظم علمداری/ کاظم کاظمی نژاد/ کامبیز صبری/ کامران طاهباز/ کامیار علیار/ کامیل همتی/ کاوه آهنگری/ کاوه باشی/ کاوه رضایی/ کاوه قاسمی کرمانشاهی/ کاوه مطفری/ کبری شیرازی/ کبری کریمی/ کبری محیط رادی/ کبری یوسفی/ کبوده ولیانی/ کتایون آریا/ کریم اسفاری/ کریم پورحمزاوی/ کریم شامبیاتی/ کسری کریمیان/ کلصبا یزدانی/ کمال رضوی/ کورش جنتی/ کورش صحتی/ کوروش اعتمادی/ کوکب بهداروند/ کیان کیانی/ کیانا خسروی زاد/ کیانوش سنجری/ کیوان رفیعی/ کیوان صفدری/ کیوان مجملی/ کیوان مهرگان/ کیومرث حکیم/ کیومرث صابغی/ کیومرث ضرغام/ كتايون صالحي/ كماالدین بازرگانی/ كوهيار گودرزي/ كيارش نعمت الهي/ كيان مهر احمدي/ كيوان صميمي/ كيوان مهجور/ گلاره نصرتی/ گلاله امینی/ گلاله مرادی/ گلناز غبرانی لنگرودی/ گوهر بیات/ گوهر تقوی/ گوهر شمیرانی/ گوهر میرباقری/ گیتا عاملی/ گیتی پورفاضل/ گیتی خیرخواه/ گیتی صابر/ گیتی وقاری/ گیسو جهانگیری/ گيتا احمدي/ لادن برومند/ لادن جعفری/ لاله زینعلی/ لاله شیر محمدی/ لاله ضرغام/ لاله قدکپور/ لاله مبینی/ لقا دهدشتی/ لقمان امیدی/ لقمان قديري/ لوا زند/ لهراسب صالحی/ لی لی فرهادپور/ لیدا ابراهیمی/ لیدا شاهوار آهق/ لیدا محبی/ لیلا احمدپور/ لیلا الیکایی/ لیلا امیدی/ لیلا انصاری/ لیلا خاصی/ لیلا راوند/ لیلا رضائی/ لیلا سبحانی/ لیلا صحت/ لیلا صمدی/ لیلا عطایی/ لیلا فرزین/ لیلا قاسمی/ لیلا موری/ لیلا نامداری/ لیلا نظری/ لیلی خداوردی / لیلی ضرغام/ ليدا ملكي/ ليلا اسماعيلي/ ليلا سادات آينه ساز/ ليلی بهبهانی/ مائده کنعانی/ مارال سالک/ مارال سلحشور/ مارال فرخی/ ماريا صيادي/ مازیار حسینی/ ماشاءالله مدیحی/ ماکان افشار/ ماندانا حامدی/ مانلی دامغانیان/ مانی حکیم/ مانی فرازمند/ مجتبا کاظمی نژاد/ مجتبی اسدالهی/ مجتبی بیات/ مجتبی کنعانی/ مجتبی لچینانی/ مجید ادیبی/ مجید اسلامی/ مجید اعزازی/ مجید امیدوار/ مجید پیمان/ مجید شیروانی/ مجید محسنی/ مجيد تولايي/ مجيد ملكي/ محبوبه اسحاقیان/ محبوبه جلیلی/ محبوبه حسين زاده/ محبوبه حقیقی/ محبوبه خوارزمی/ محبوبه شاه حسینی/ محبوبه شهیدی/ محبوبه صادقی/ محبوبه عباسقلی زاده/ محبوبه كريمپور/ محبوبه محبی/ محبوبه مقدم/ محبوبه نصرالهی/ محبوبه نگارستانی/ محترم حبیبی/ محترم مهرجو نوا/ محسن ابولحسنی/ محسن احمدی/ محسن احمدی/ محسن جباری/ محسن جعفری/ محسن زمانی/ محسن سازگارا/ محسن عامري/ محسن مالجو/ محمد آشور/ محمد ابراهیم زمانی/ محمد اقدم/ محمد امیری/ محمد برزنجه/ محمد بسته نگار/ محمد بهزادی/ محمد بهزادي/ محمد بهشتی/ محمد بهفروزی/ محمد جعفري/ محمد جلالی چومه/ محمد جواد رجاییان/ محمد جواد مظفر/ محمد حسین غفارزاده/ محمد حیدری/ محمد خطیبی/ محمد درویش/ محمد رضا احمدیانی/ محمد رضا رضوی/ محمد رضا شاعری/ محمد رضا ولدخاني/ محمد رضا یدک/ محمد رضوانی/ محمد سلطانی فر/ محمد شانه چی/ محمد شمشکی/ محمد شوراب/ محمد شیخی/ محمد شیری/ محمد صابر/ محمد صاحب محمدی/ محمد صادق اسفندیاری/ محمد صادق ربانی/ محمد طالبی/ محمد عسگری/ محمد علی معظمي / محمد غزنويان/ محمد قهری/ محمد کاظم متولی/ محمد کریم کاشانی/ محمد کمالی/ محمد کنعانی/ محمد کیانی/ محمد كريم نعمت الهي/ محمد لطیفی/ محمد محمدی اردهالی/ محمد محمودی/ محمد ملکی/ محمد میرزاخانی/ محمد میرغیاثی/ محمد ميلاني/ محمد وطن چی/ محمد هادی پور/ محمدحسن عيلپور/ محمدرضا خلج/ محمدرضا سمسامی/ محمدرضا شالبافیان/ محمدرضا شیخی/ محمدرضا عدالتی/ محمدرضا ملک شاهی/ محمدرضا نظری/ محمدعلی شجری/ محمدعلی عسگري/ محمود پیروز رام/ محمود دل آسایی/ محمود سرلك/ محمود شاددل بصیر/ محمود عمرانی/ محمود نكوروح/ مختار باطولی/ مدیا مینایی/ مراد مرادی/ مراد همتی/ مرتضا صادقی/ مرتضی اسدالهی/ مرتضی الیکایی/ مرتضی سلطانیه/ مرتضی كاظمیان/ مرتضی مقدم/ مرتضی میرمشفعی/ مرجان پرورش محسنی/ مرجان شه پناهی/ مرجان فاضلی/ مرجان کاووسی/ مرجان لقايي/ مرجان نمازی/ مرسده خطيبي/ مرسده هاشمی/ مرضیه آریانفر / مرضیه بخشی زاده/ مرضیه پیراحمدی/ مرضیه حسین علی زاده/ مرضیه دادخواهان/ مرضیه رضائی/ مرضیه روستایی/ مرضیه سادات تشکری/ مرضیه مرتاضی لنگرودی/ مرضیه مقدس زاده/ مرضیه ولیان/ مرضيه حقاني/ مرکز فرهنگی زنان/ مروارید جعفری/ مریم آموسا/ مریم اسحاقیان/ مریم اسلامی/ مریم افشاری/ مریم افشاریان/ مریم امدادی/ مریم امیری/ مریم انصاری/ مریم برق نورد/ مریم بهرمن/ مریم پارسا/ مریم ثابت/ مریم جعفری/ مریم چراغعلی/ مریم چمنی فرد/ مریم حبیبی/ مریم حسین خواه/ مریم حسینی/ مریم خدارحمی/ مریم خسروشاهی/ مریم خنکبان/ مریم داراپور/ مریم دانوب/ مریم ذولفقار روشن/ مریم رحمانی/ مریم رحیمی/ مریم رضایی/ مریم زرین آبادی/ مریم زندی/ مریم سارویی/ مریم سید قله/ مریم شاهمرادی/ مریم شه پناهی/ مریم صادقی/ مریم صالحی/ مریم طیبی/ مریم عبد مقیمی/ مریم علیزاده/ مریم غزنوی/ مریم فراهانی/ مریم قاسمی/ مریم قالیچیها/ مریم قنبری/ مریم قیومی/ مریم کسایی/ مریم مالک/ مریم مجد/ مریم مجیدی/ مریم مرادی/ مریم ملکزاده/ مریم منتخب/ مریم میرزایی/ مریم میرزایی آزاد/ مریم نجاتی/ مریم نصر اصفهانی/ مریم نصیری/ مریم نکودست/ مریم نوری/ مریم هاشمی پور/ مریم یاسمین شیرازی/ مریم یوسفی/ مريم سالك/ مريم سفردوست/ مريم ضيا/ مريم قبادي/ مريم كاشي/ مريم كريمي/ مريم مصطفوي/ مريم مهدي فرد/ مريم ميرزا/ مريم نوايي/ مريم نيك فر/ مريم هادي پور/ مزدک بامدادان/ مزدک پورسعید/ مژده خلیقی/ مژده قراخانی/ مژده کامل/ مژگان آموسا/ مژگان تقی نیا/ مژگان ثروتی/ مژگان جعفری/ مژگان جعفریان/ مژگان کاووسی/ مستا عسكري جاويد/ مستوره برادران نصيري/ مسعود آذری/ مسعود آل طه/ مسعود اوراند/ مسعود بهنود/ مسعود پدرام/ مسعود پناهی/ مسعود شب افروز/ مسعود شکوری/ مسعود صادقی/ مسعود عباد/ مسعود لدنی/ مسعود همایونی/ مسلم محمودی/ مسی همتی/ مسیح آریا/ مشروطه صيادي/ مصطفا کاظمی نژاد/ مصطفی اخلاقی/ مصطفی اسدالهی/ مصطفی تنها/ مصطفی خداکرمی/ مصطفی فاضلی/ مصطفی فراهانی/ مصطفی مهر آیین/ مصطفي فارسيجاني/ مصطفي نعمت الهي/ مطهره یوشی/ مظفر صفری/ معصومه اسدالهی/ معصومه امیر خانی/ معصومه پورانیوسف/ معصومه شیرازیان/ معصومه صدوقی/ معصومه فیروزی/ معصومه لقمانی/ معصومه مرزبان/ معصومه محمدی/ معصومه ملكپور/ معصومه مهرام/ معین سهرابی/ ملوک شیرازی/ ملوک عزیززاده/ ملوک مصفا/ ملیحه السادات نکویی/ ملیحه تیره گل/ ملیحه جعفری/ ملیحه رزازان/ ملیحه صادقی/ ملیحه فهامی/ ملیحه محمدی/ منصور حيأت غيبي/ منصور رهبر/ منصوره بهکیش/ منصوره شجاعی/ منصوره هادي پور/ منظر نارنجی/ منظر ویسی/ منوچهر احتشامی/ منوچهر امری/ منوچهر جمشیدی/ منوچهر فاضل/ منوچهر فريد/ منوچهر فهانی/ منوچهر مقصودنیا/ منیر صبور/ منیر مظلومی/ منیره اخوان/ منیره برادران/ منیره جعفری/ منیره کاظمی/ منیره مقدم/ منیژه حبشی/ منیژه سعیدی/ منیژه فرد ابراهیم نیا/ منيرالسادات طباطبايي/ منيره ناميان/ منيژه پيروتي/ مني‍ه جيرودي/ موسا امیدی/ مولود سعیدی/ مولود شریعت زاده/ مونا اکبری راد/ مونا علیخواه/ مونا فلاح/ مونا محمدزاده/ مهتا احمدی/ مهتاب رجايي/ مهتاب صابونچی/ مهتاب محمدي/ مهتاب نعمت الهي/ مهتاب یاراحمدیان/ مهدی افشارنیک/ مهدی امینی زاده/ مهدی جلیلخانی/ مهدی جهانگیری/ مهدی حسن پور/ مهدی خانبابا تهرانی/ مهدی خوش سیما/ مهدی زمانی/ مهدی شیخ حسینی/ مهدی صراف/ مهدی صمدانی/ مهدی عسگری/ مهدی فتح الله زاده/ مهدی قلی زاده اقدم/ مهدی مردانی/ مهدی معتمدی مهر/ مهدی موید محسنی/ مهدی مهیوند/ مهدی ناطقی/ مهدی نور محمدی/ مهدی وفایی/ مهدی یوسفی/ مهدیه حاجی/ مهدیه حیدری فرد/ مهدیه ده صلاحی/ مهدیه سالاری/ مهدیه نوروزیان/ مهدي اصغري ميلاني/ مهدي رفعتي/ مهدي نوروزيان/ مهديه خالقي نيا/ مهراز امید مهر/ مهران اعتمادی/ مهران براتی/ مهران حسینی/ مهران شرقی/ مهران صادقی/ مهران فرجی/ مهران نظری/ مهرانگیز کار/ مهراوه خوارزمی/ مهرداد احمد زاده/ مهرداد اعتمادی/ مهرداد بزرگ/ مهرداد درویش پور/ مهرداد رستمی/ مهرداد شیرانی/ مهرداد مشایخی/ مهرداد ملكي/ مهرداد مهربد/ مهرداد نصیری/ مهرزاد غنی پور/ مهرشاد اعتمادی/ مهرناز جعفری/ مهرناز وطنی/ مهرنوش اعتمادی/ مهرنوش بیگ نژاد/ مهرنوش پورضیایی/ مهرنوش جعفری/ مهرنوش زنوزی/ مهرو ملالي/ مهری اسماعیل زاده/ مهری صالحی/ مهری کسمایی/ مهری یوسفی/ مهري كوزه گري ابهر/ مهزاد امید مهر/ مهسا توكلي/ مهسا جزینی/ مهسا حكمت/ مهسا درشتی/ مهسا کریم زاده/ مهسا کلانکی/ مهسا مجتهدی/ مهسا معصومی/ مهسا موذن/ مهشید پگاهی/ مهشید راستی/ مهشيد حمزه/ مهکامه صاحب نسق/ مهناز رضائی/ مهناز قلیچ خانی/ مهوش آزادمجد/ مهین خدایاری/ مهین خدیوی/ مهین رضوی/ مهین گل نیازی/ مهين علیبابايي/ مهين كوزه گري ابهر/ میترا احمدی/ میترا بیگدلی/ میترا رضایی/ میترا عالی/ میترا علی آبادی/ میترا نصرالهی/ میترا یوسفی/ میثم طهماسبی/ میر حمید سالک/ میرا قربانی فر/ میراندا سلامتی/ میرمحمود یگانلی/ میشا وکیلی/ میلاد ابراهیمیان/ میلاد غلامی/ میلاد مرادی/ میلاد مکری/ میمنت گلشنی/ مینا ارباب زاده/ مینا اسدزاده/ مینا بابایی/ مینا پناهی/ مینا حداد/ مینا راد/ مینا رستمیان مقدم/ مینا طهماسبی/ مینا غزنوی / مینا فهامی/ مینا قبادیان/ مینا کامران/ مینا کشاورز/ مینا مانی/ مینا مانی قلم/ مینا محمد/ مینا نصرالهی/ مینو خواجه الدبن/ مینو کیامان/ مینو مانی / ميترا رجايي/ ميترا صيادي/ ميرمحمود يگانلي/ ميلاد مكری/ مينا انصاري/ مينا ربيعي/ مينا شرفي/ مينا قبادي/ مينا يزدانيان/ موسی غنی نژاد/ مصطفی تاج زاده/ میهن جزنی/ ناتاشا زارعي/ نادر حاجی محسن/ نادر مقبلان/ نادیا بورند/ نارنج امیدی/ نازآفرین نظرآهاری/ نازلی فرخی/ نازنین افشین جم/ نازنین پاسلار/ نازنین توکلی/ نازنین فرزانجو/ نازنین کاظمی/ نازنین کیانی فرد/ نازنین نظرآهاری/ نازیلا سیاحی/ نازي رجايي/ ناصر اشجاری/ ناصر بهبهانی/ ناصر جعفری/ ناصر سلطانی/ ناصر شیرمحمدی/ ناصر مستشار/ ناصر هاشمی/ نامیه اصفهانیان/ ناهید اسماعیل زاده/ ناهید توسلی/ ناهید
ناهید جباری/ ناهید جعفری/ ناهید خیرابی/ ناهید رمضانی اوزینه/ ناهید علی طالب/ ناهید کشاورز/ ناهید مجیبی پور/ ناهید میرحاج/ ناهید واحدیان/ نایافت بازرگان/ نجمه آجر بندیان/ نجمه خاکباز/ نجمه راد/ نجمه زارع/ نجمه مظاهری/ نجمه نگارستانی/ نجيبه سبحاني/ ندا آزاد/ ندا اصلان/ ندا انصاری/ ندا جوادی/ ندا حبيب اله/ ندا شاکری/ ندا عباسی/ ندا مهاجرين/ ندا مهرباني/ ندا نعمت الهي/ ندا نوربخش/ ندا یاوری وند/ نرجس عزیزی/ نرگس آروني/ نرگس اردلانی/ نرگس اعلایی/ نرگس تقی پور/ نرگس جودکی/ نرگس حسن لی/ نرگس خسروشاهی/ نرگس زهره نسب/ نرگس سرداری/ نرگس طیبات/ نرگس عرب عامری/ نرگس عظيمي/ نرگس قائدی/ نرگس قلي پور/ نرگس محمدی/ نرگس نعمت الهي / نریمان رحیمی/ نسترن سامی/ نسترن فیروزه/ نسترن نسام/ نسرین اردلان/ نسرین افضلی/ نسرین بشارت/ نسرین جزایری/ نسرین زمانی/ نسرین ستوده/ نسرین شکیبایی/ نسرین فرهومند/ نسرین محامی/ نسرین محمدی/ نسرین مزرعه/ نسرین ملکی/ نسرین ناطقی/ نسرین نسرین ناصری/ نسرين نعمت الهي/ نسرين هدايتكار/ نسیم خسروی مقدم/ نسیم سرابندی/ نسیما شریعت/ نسيم تنها/ نسيم طاهري/ نسيم ملكي/ نسيم نوايي/ نشمیل احمدپور/ نصرت بازرگان/ نصور نـقی پور/ نصیبه رضائی/ نظام الدین قهاری/ نعیمه باوی/ نفشه همتی/ نفيسه آزاد/ نفيسه زارع كهن/ نگار انسان/ نگار رهبر/ نگار سماک نژاد/ نگار قجر/ نگار محمد صادق/ نگار محمدی زاده/ نگار مصطفوي/ نگین احتسابیان/ نگین فیروزه/ نگین مظاهری/ نگين مصطفوي/ نوشابه امیری/ نوشین احمدی خراسانی/ نوشین بلوریان/ نوشین جعفری/ نوشین خاکی/ نوشین سلیمانی/ نوشین سید حسینی نوین/ نوشین شهرکوهی/ نوشین کشاورزنیا/ نوشین محمدی/ نوشین نیک پور/ نوشين زارعي/ نوید شریف/ نوید کاشانی/ نوید محبی/ نهال سحابی/ نهال نوايي/ نهضت فرنودی/ نیالا مسروری/ نیر رستمی/ نیره توحیدی/ نیره توکلی/ نیکا سعیدی/ نیکزاد زنگنه/ نیکی ایرانی/ نیلوفر انسان/ نیلوفر بان/ نیلوفر بیضایی/ نیلوفر سلطانی/ نیلوفر شمیرانی/ نیلوفر صلاحی/ نیلوفر گلکار/ نیلوفر محمدی/ نیلوفر مهدیان/ نیلوفرکشمیری/ نیلوفر یعقوب پور/ نیما پور یعقوب/ نیما شوکتیان/ نیما قاسمی/ نیما ناصرآبادی/ نیما نامداری/ نینا مرتضوی/ نینا نادری/ نیوشا درخشان/ نيره فارسي/ نيره ناميان/ نيلوفر خادمي/ نيلوفر رفيعي/ نيلوفر منصوري/ نيلوفر منصوريان/ نيما نعمت الهي/ وجیهه تشکری/ وجیهه شاه بالایی/ وجیهه مقدم/ وجیهه ورع/ وحید قاراباغلی/ وحید میرزاده/ وحیده احمدیان/ وحیده مولوی/ وحيده قلي پور/ ولادیمیر بابایان/ ونوس کنعانی/ وهاب دوستی دوكشكانی/ ویدا بیگلری/ ویدا حاجبی/ ویدا فرهودی/ ویکتوریا آزاد/ ويدا سادات آيينه ساز/ هاجر جهان بخشی/ هاجر کبیری/ هادی ابراهیمی/ هادی احتظامی/ هادی الم لی/ هادی جواهری لنگرودی/ هادی خسروی مقدم/ هادی قدسی/ هادی كحال زاده/ هارونا کافاندو/ هاله آگنج/ هاله داوودي/ هاله سحابی/ هانا دارابی/ هانيه مصطفوي/ هایده تابش/ هایده قهرمانی/ هایده مغیثی/ هايده ميرهادي/ هدا امیدی/ هدا بيت مشعل/ هدی امینیان/ هدی صابر/ هدی کیانی راد/ هدی لچینانی/ هدیه بستان/ هدیه خدایی/ هدیه سویدایی جم/ هدیه قربانی/ هدیه لادن/ هلاله صابر/ هما خداوردي/ هما عابدی/ هما فلاح/ هما كاوياني/ هما مداح/ همایون مهمنش/ همه گل د ریا پیما/ هنگامه غضنفری/ هوشمند حقاني/ هوشنگ سیاح پور/ یاسر رحمانی/ یاسر معصومی/ یاسمن نبوی/ یاسمن دادور/ یاسمین فرزانجو / یاسمین منوچهری/ یاشا وکیلی/ یاشار پور محمد/ یاشار سالک/ یاشار محتشم/ یاشار هدایی/ یاور خسروشاهی/ یحیی غلامی/ یسنا حیدری/ یگانه خویی/ یوسف احدی / یوسف پویا/ يلدا قلي پور *برای پیوستن به این ائتلاف اسامی خود را به این آدرس ایمیل بفرستید
layehe.zedekhanevadeh@gmail.com

Monday, August 11, 2008

جابجايي زندانيان سياسي باقي ولهراسبي

خبرگزاري جبهه متحد دانشجويي - عمادالدين باقي روزنامه نگار وفعال حقوق بشر درحالي كه ماههاي پاياني دوران محكوميت خود را سپري مي نمايد ازبند 350 به بند امنيتي 209 زندان اوين منتقل شد. قابل ذكراست جلسه بعدي دادرسي در پرونده انجمن دفاع ازحقوق زندانيان سي ام مرداد ماه اعلام شده و گفته مي شود قاضي پرونده به دليل نبود اسناد كافي برضد باقي از وزارت اطلاعات درخواست مستندات كافي درخصوص اتهام وارده شده است. همچنين بنابراخبارواصله مهرداد لهراسبي اززندانيان بازداشتي 18 تيرماه كه با تحمل 9 سال حبس به صورت مشروط آزاد شده واخيراً درسالگرد 18تيربه اتهام شعارنويسي برديواربارديگربازداشت شده بود ازبند خود به مكان نامعلوم انتقال يافت

پيام مهندس طبرزدي درپي درگذشت فريدون فاطمي

خبرگزاري جبهه متحد دانشجويي -مهندس حشمت اله طبرزدي طي پيامي درگذشت فريدون فاطمي مترجم و ويراستاردرحوزه فلسفه وعلوم انساني راتسليت گفت. متن پيام بدين شرح است
فریدون فاطمی مترجم و اندیشمند گرانقدر درگذشت.این مترجم توانمند آثار زیادی در زمینه ی تاریخ،ادبیات و فلسفه را تالیف و ترجمه
کرده است. از جمله می توان به ساحره سوزان اثر آرتور میلر،تروتسکی در تبعید،اطلس تاریخ جهان وتاریخ تحلیلی اقتصادی نام برد.ولی من بیشتر ازتالیفات و ترجمه های فلسفی این اندیشمند بهره بردم. روز و شبهای طولانی زندان را با آثار کسانی چون اوبه سر برده و از این طریق با دانش و کوشش او آشنا شدم. ترجمه ی آثاری چون:پژوهشهای فلسفی نوشته ی ویتگنشتاین،فلسفه تحلیلی قرن بیستم و نوشته هایی چون اندیشه های هوسرل و هگلی های جوان از جمله کارهایی است که خواننده را با توانمندی های این اندیشمند آشنا می کند. به ویژه مقدمه ای که بر پژوهش ها می نویسد معلوم می سازد که او یک مترجم ساده نیست و اندیشه های فیلسوفان معاصر را به خوبی می شناسد. گو این که کسانی که با فن ترجمه آشنا هستند به خوبی از دشواری ترجمه ی پژوهش ها آگاهند.من به سهم خود درگذشت این شخصیت فرهیخته را به جامعه ی علمی ایران تسلیت گفته و تاسف خود از حاکمیت جماعتی عقب مانده و اند یشه سوز که اندیشه را ابزاری در خدمت عقیده و ایمان قشری و ارتجاعی می دانند بر کشور و دستگاه فرهنگی و تبلیغی رسمی را ابراز می دارم. زیرا تا زمانی که این قوم خردستیز بر کشور حاکم هستند فرهیختگانی چون فریدون فاطمی در بی خبری جامعه زیسته و از بین ما می روند. من با شنیدن خبر درگذشت فاطمی به واقع متاثر شدم. زیرا همیشه به دوستان ابراز می داشتم افرادی چون فاطمی علاقه مندان به اندیشه را با نظرات فیلسوفان جدید آشنا می کنند. باور نداشتم به این سرعت جامعه ی علمی ایران را ترک کند
. یادش گرامی و راهش پر رهرو
حشمت اله طبرزدی/۲۰ مرداد/۱۳۸۷ خورشیدی